پاملا راجکوفسکی، مورخ، نویسنده و یکی از سازماندهندگان این برنامه، میگوید مردانی که به 'ساربانان افغان' مشهور شده، نقشی 'ملتساز' برای آسترالیا داشتند و با وصل کردن مستعمرههای دورافتاده انگلیس به همدیگر، به تشکیل فدراسیون آسترالیا در ۱۹۰۱ کمک کردند.
خانم راجکوفسکی میگوید: «آنها با زبانها، نامها، فرهنگ، رسم غذایی، اعمال و سنتهای حلال، نخل خرما و بخشهای محمدان قبرستانها، بخش جداییناپذیری از دیانای چندفرهنگی این ملت هستند.»
جیمز دیلی، رییس انجمن تاریخ بروکن هیل و یکی دیگر از سازماندهندگان این جشن بود.
خانم راجکوفسکی در این جشن چندین میراث بهجا مانده از این شتربانان، از جمله یک زین شتر و نسخه اصلی یک نرخنامه باربری، را به موزیم مسجد بروکن هیل اهدا کرد.
بروکن هیل که در یکهزار کیلومتری غرب سیدنی، ۸۳۷ کیلومتری شمال ملبورن و ۵۱۱ کیلومتری شمالشرق ادلاید واقع شده، زمانی کانون توسعه زیرساختها در دل 'سرخی' آسترالیا بود.
خانم راجکوفسکی که مولف کتابی به نام 'رد پای مردان شتردار' نیز هست، میگوید که این نرخنامه را به دلیل اهمیت نمادینی که برای ساربانان داشت، به موزیم مسجد بروکن هیل اهدا کرد.
او میگوید: «ساربانان اتحادیهای نداشتند. آنها از عضویت در اتحادیهها منع شده بودند و بنابراین یک روز میخواستند فقط فهرستی از هزینههای حملونقل خود را تهیه کنند تا همه بفهمند که نرخ آنها چیست تا مورد بهرهکشی یا سوءاستفاده قرار نگیرند.»

بابی شامروز، یکی از معدود نوادگان این شتربانان که هنوز در این روستا زندگی میکند و متصدی موزیم مسجد بروکن هیل است نیز در میان اشتراککنندگان این رویداد بود.
به گفته آقای شامروز، ساربانان تعلق خاطر بالایی به هویت اسلامی خود داشتند و هر جا که میرفتند، سجادههای خود را برای ادای پنج وقت نماز با خود حمل میکردند.
مسجد بروکن هیل که در سال ۱۸۹۰ باز شد، کهنترین مسجد در ایالت نیوساوتولز و مسجد ادلاید که در سال ۱۸۸۹ باز شد، قدیمیترین مسجد در سراسر آسترالیاست و تا اکنون از آن استفاده میشود.

بخشی از این جشن، ترجمه سنگ قبرهای ساربانان بود که در بخش محمدان گورستان دفن شدهاند.
خانم راجکوفسکی میگوید، برگزاری چنین جشنهایی برای آسترالیاییها ضروری است، زیرا باید بدانند که بسیاری از نژادها به ایجاد این کشور کمک کردند.
این شناخت همچنین با کلیشهها مقابله میکند و عدم مدارا و نژادپرستی را کاهش میدهد.
نقش حیاتی شتربانان در باز کردن مناطق دوردست آسترالیا
خانم راجکوفسکی میگوید، در دوران استعمار انگلیس گروههای مختلف مردمی از آسیا در سراسر مستعمرهها جابهجا شده بودند و منابع نیروی کار را تأمین میکردند.
او میگوید: «این کارگران برای چندین دهه 'بیگانه' ماندند، هیچ حقوق سیاسی نداشتند و صدای شان در اسناد دولتی ثبت نشد.»
او میافزاید: «با گسترش مستعمرهها به سوی وسط قاره آسترالیا، برای حملونقل به واردات یک حیوان جایگزین، شتر، با ساربانان بومی شان، ضرورت شد، تا زیرساخت حملونقلی قابل اعتماد و منظم ایجاد شود تا بتوانند منابع استعماری را به 'کشور مادر'، بریتانیا، منتقل کنند.»
در اواخر سالهای ۱۸۰۰ میلادی، شترها نقشی کلیدی را در حملونقل پشم و کالاهای دیگر در مناطق دورافتاده آسترالیا بازی کردند.
به گفته خانم راجکوفسکی، آنها لوازم گوسفندداریها و گاوداریهای واقع در سراسر قاره را حمل میکردند.
او میگوید: «آنها به شهرکهای معدنی دورافتاده مس و طلا خدماترسانی میکردند و پشم، مس و سنگ طلا را به بنادر دریایی حمل میکردند.»

از این ساربانان معمولاً به نام «گان/غان» (افغان) یاد میشود، انگار که همه آنها از افغانستان آمده باشند، در حالی که این از واقعیت به دور است.
آنها از هند، از جمله منطقهای که امروز به نام پاکستان یاد میشود، ایران کنونی و سایر بخشهای خاورمیانه آمده بودند و پیروان ادیان اسلام، سیک و هندو بودند.

'کشتیهای صحرا' بهتر از اسب بودند
شترها یک جایگزین مقاوم برای حملونقل کالا بین چندین ایالت، شهر و روستا در آسترالیا بودند.
اگرچه این حیوان صحرایی به توجه و آب کمتری نسبت به اسب یا گاوهای نر نیاز داشت، اما نیاز به مراقبت و نگهداری خاصی داشتند، بنابراین به ساربانانی نیاز بود که بتوانند بهخوبی از آنها مراقبت کنند و با آنها دل صحراها را بشکافند.
خانم راجکوفسکی میگوید، با توسعه فراتر مستعمرهها به سمت سرزمینهای خشک و سوزان مرکز قاره، نیاز به سیستمی برای حملونقل میرفت که از خشکسالی یا کمبود آذوقه متأثر نمیشد.
«در دهه ۱۸۸۰، استخراج معادن در بروکن هیل منجر به ایجاد یک شهر دورافتاده گردید که دارای یک ایستگاه راه آهن شد. این شهرک جمعیت بزرگی از ساربانان را در حول یک مسجد، طویله شترها و خانههای مسکونی جلب کرد.»
جمعیت شترهایی که از 'ساربانان افغان' در صحراهای مرکزی آسترالیا بهجا ماندهاند، اکنون به بیش از یک میلیون رسیده است.
در دهه ۱۸۹۰، شهرک دورافتاده ماری در ایالت آسترالیای جنوبی به دلیل داشتن جمعیت بزرگی از ساربانان به «آسیای کوچک» مشهور بود. اکنون ساکنان ماری هر سال با برگزاری یک جام شتردوانی، نقش این ساربانان را در توسعه آسترالیا تجلیل میکنند.

کاروانهای شتر نقطه عطفی در توسعه آسترالیا بود؛ آنها در آسترالیای غربی برای معدنچیان طلا تجهیزات میرساند، پشم تولیدشده در اطراف بروکن هیل را منتقل میکردند و مواد ساخت خط تلگراف زمینی آسترالیا را میرساندند.
ساخت خط تلگراف زمینی بین ادلاید و داروین در ۲۲ آگوست ۱۸۷۲ به پایان رسید و به عنوان «بزرگترین شاهکار مهندسی قرن نوزدهم در آسترالیا» مورد ستایش قرار گرفت.
این خط زمینی آسترالیا را تا حد زیادی از انزوای جهانی خارج ساخت، زیرا در نهایت از طریق شبکه آبی تلگراف به سراسر جهان وصل شد.
اکثر شتربانان در نهایت به کشورهای آبایی شان برگشتند، اما برخی از آنها ماندند و با زنان محلی، بهخصوص زنان ابورجینل، ازدواج کردند.
تا ۱۹۲۹ اکثر این ساربانان از کار بیکار شده بودند و با اینکه دولت دستور داده بود شترهای شان را بکشند، بسیاریها از پس این کار برنیامدند و آنها را در صحراهای مناطق مرکزی آسترالیا رها کردند.

