میان تهدید و پیام: ترامپ، تهران و نقش نیروهای نیابتی در معادله تازه منطقه

President Trump Speak About The Iran War - DC

دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هنگام پایان سخنرانی‌اش درباره جنگ ایران از تالار کراس کاخ سفید در روز چهارشنبه، ۱ آپریل ۲۰۲۶، در واشنگتن، مکث می‌کند. Source: ABACA / Pool/ABACA/PA/aap image

با توجه به اینکه دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود از «نزدیک بودن پایان جنگ» سخن گفته اما همزمان بر ادامه فشار نظامی و احتمال حملات بیشتر و حتی بازگرداندن ایران به «دوران عصر حجر» تأکید کرد، این دوگانه در پیام‌رسانی را چگونه باید تفسیر کرد؟


با توجه به اینکه دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود از «نزدیک بودن پایان جنگ» سخن گفته اما همزمان بر ادامه فشار نظامی و احتمال حملات بیشتر و حتی بازگرداندن ایران به دوران عصر حجر تأکید کرد، این دوگانه در پیام‌رسانی را چگونه باید تفسیر کرد؟

آقای ترامپ پیشتر‌نیز‌از «رئیس‌جمهور جدید» ایران به عنوان فردی «کمتر افراطی» و «باهوش‌تر» یاد کرده و از تماس‌ها یا پیام‌های رد و بدل شده سخن گفته، و در مقابل مسعود پزشکیان تأکید کرده که ایران با مردم عادی آمریکا دشمنی ندارد. این دو پیام را چگونه در کنار یکدیگر باید تفسیر کرد؟

 با توجه به گزارش‌ها درباره ورود برخی نیروها یا اعضای گروه‌های مسلح عراقی همسو با جمهور اسلامی با هدف حمایت از حکومت، این تحرک را چگونه باید در چارچوب تحولات اخیر منطقه‌ای ارزیابی کرد؟ آیا این اقدام نشانه‌ای از گسترش نقش بازیگران غیردولتی و هم‌پیمانان منطقه‌ای جمهوری اسلامی است و این امر چه پیامدهایی می‌تواند برای توازن قدرت و سطح تنش در منطقه داشته باشد؟

IMG_2787.JPG
سعید جعفری

اینها پرسش هایی است که در گفتگو با آقای سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل سیاسی آنها را مطرح کرده ایم.

نظرات ارائه شده در این گفتگو نظرات کارشناس مربوطه است و نشانگر دیدگاه های اس بی اس فارسی نیست.

برنامه فارسی رادیو اس‌بی‌اس در روزهای شنبه و سه شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر از طریق رادیو، به صورت آنلاین، کانال شماره ۳۰۲ تلویزیون‌های دیجیتال و از طریق اپ رایگان SBS Audio قابل دسترس است. برای شنیدن برنامه های زنده و پادکست های ما اپ SBS Audioرا از APP Store یا Google Play دانلود کنید. همچنین می‌توانید به اس بی اس فارسی از طریق اسپاتیفای، اپل پادکستز یا گوگل پادکستز گوش کنید.

[موسیقی] شما به SBS فارسی گوش می‌کنید. با رفتن به sbs.com.au/persian به اخبار و گزارش‌های بیشتری دست خواهید یافت.

[موسیقی] با توجه به اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود از نزدیک بودن پایان جنگ سخن گفته، اما هم‌زمان بر ادامه فشار نظامی و احتمال حملات بیشتر و حتی بازگرداندن ایران به دوران عصر حجر تأکید کرده، این دوگانه در پیام‌رسانی را چگونه باید تفسیر کرد؟ آقای ترامپ پیش‌تر نیز از رئیس‌جمهور جدید ایران به عنوان فردی کمتر افراطی و باهوش‌تر یاد کرده و از تماس‌ها یا پیام‌های رد و بدل شده سخن گفته و در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران تأکید کرده که ایران با مردم عادی آمریکا دشمنی ندارد. این دو پیام را چگونه در کنار یکدیگر باید تفسیر کرد؟ همچنین با توجه به گزارش‌ها درباره ورود برق نیروها یا اعضای گروه‌های مسلح عراقی همسو با جمهوری اسلامی با هدف حمایت از حکومت، این تحرک را چگونه باید در چارچوب تحولات اخیر منطقه‌ای ارزیابی کرد؟ آیا این اقدام نشانه‌ای از گسترش نقش بازیگران غیردولتی و هم‌پیمانان منطقه‌ای جمهوری اسلامی است؟ و این امر چه پیامدهایی می‌تواند برای توازن قدرت و سطح تنش در منطقه داشته باشد؟ من پیمان جمالی هستم و این‌ها پرسش‌هایی است که آنها را با آقای سعید جعفری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی در میان گذاشته‌ام.

[موسیقی]

جناب آقای سعید جعفری، بسیار سپاسگزارم که دعوت SBS فارسی رو برای شرکت در این گفت‌وگو پذیرفتید. با توجه به اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خودش از نزدیک بودن پایان جنگ سخن گفته، اما هم‌زمان بر ادامه فشار نظامی و احتمال حملات بیشتر و حتی بازگرداندن ایران به دوران عصر حجر تأکید کرده، شما این دوگانه رو در پیام‌رسانی چگونه می‌بینید و اون رو چگونه باید تفسیر کرد؟

به نظر می‌رسه دوگانه‌ای که دونالد ترامپ در روزهای اخیر ساخته که در اون از یک طرف از نزدیک بودن پایان جنگ میگه و از طرف دیگه ایران رو به انجام حملات بیشتر تهدید می‌کنه و حتی از بازگردوندن ایران به عصر حجر صحبت می‌کنه، بیشتر از اینکه صرفاً یک تناقض لفظی باشه، به نظر من منعکس‌کننده یک راهبرد چند لایه و در عین حال هنوز تثبیت‌نشده است. آقای ترامپ در سخنرانی اخیرش هم‌زمان از موفقیت بزرگ و مأموریت نزدیک به پایان صحبت کرده، اما هیچ جدول زمانی روشن یا نقشه دقیقی برای خروج از این اِاِ... جنگ ارائه نداده. در عین حال، او در صحبت‌هاش در واقع فضا رو برای زدن ضربه‌های شدیدتر به زیرساخت‌های نفت و برق ایران باز گذاشته. این دوگانه به نظر من به این دلیل اساساً مطرح شده که صحبت‌های او مخاطب‌های مختلفی داره. برای مخاطب آمریکایی، افکار عمومی و بازار انرژی این کشور، آقای ترامپ می‌خواد این تصویر رو بسازه که جنگ بی‌پایان نخواهد بود و هزینه‌هاش مهارشدنیه. برای تهران هم ما هم‌زمان تلاش می‌کنه این پیام رو بفرسته که اگر امتیاز ندید، مرحله بعدی حملات می‌تونه به مراتب مخرب‌تر باشه. در عین حال، بعد سوم این ماجرا برای متحدان ایالات متحده هم هست که این لحن یک نوع فشار هست. آقای ترامپ می‌خواد در واقع در عین اینکه از این صحبت می‌کنه که تنگه هرمز به ما ارتباطی نداره، متحدین آمریکا رو به مشارکت بیشتر در امنیت خلیج فارس و تقسیم هزینه‌ها وادار کنه، بدون اینکه خودش رو کاملاً متعهد به یک مسیر واحد نشون بده. به همین دلیل هست که آقای ترامپ یک روز از توافق حرف می‌زنه، یک روز از تشدید جنگ، یک روز بسته شدن تنگه هرمز رو کار آمریکا و وظیفه آمریکا و مسئله آمریکا نمی‌خونه و فردا از این صحبت می‌کنه که جنگ تا زمانی که تنگه هرمز باز بشه ادامه پیدا خواهد کرد. در عین حال، بخشی از تناقض‌گویی آقای ترامپ رو می‌تونیم نشانه ابهام واقعی در هدف نهایی جنگ هم بدونیم. اگر هدف فقط تضعیف توان نظامی ایران باشه، حرف زدن از پایان جنگ منطقی‌تره. اما اگر هدف تغییرات عمیق‌تر در ساختار بازدارندگی حکومت در ایران یا حتی تحمیل نوعی نظم امنیتی تازه در خلیج فارس باشه، تهدید به حملات بیشتر هم بخشی از به نظر من همون بسته خواهد بود. به همین دلیل هم در واقع حرف‌های ترامپ صرفاً این نیست که برآمده از یک راهبرد مشخص باشه. بخشی از ماجرا هم به نظر من برآمده از استراتژی و راهبرد سردرگم اونه. یعنی او عامدانه تا یه اندازه‌ای بین فشار حداکثری و نگه داشتن راه خروج در نوسانه. هرچند همین نوسان می‌تونه به فرسایش اعتماد متحدان و افزایش چیزی که من می‌شناسم اسمشو نااطمینانی در بازار و منطقه به نام هم منجر بشه. در عین حال، بعد دیگه ماجرا این هست که من تصور می‌کنم باید این متغیر رو هم مدنظر قرار بدیم که شاید حتی خود او هم به صورت دقیق ندونه که پایان این مناقشه قرار هست چه اتفاقی بیفته و چه چیزی ایده آل و اولویت دولت آمریکاست.

آقای ترامپ پیشتر نیز از رئیس‌جمهور جدید ایران به عنوان فردی کمتر افراطی و باهوش‌تر یاد کرده و از تماس‌ها یا پیام‌های رد و بدل شده سخن گفته و در مقابل مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور در ایران تاکید کرده که ایران با مردم عادی آمریکا دشمنی نداره. این دو پیام رو چگونه در کنار یکدیگر باید تفسیر کرد؟

ببینید در درجه اول اساسا این پرسش مطرح می‌شه که آقای ترامپ درباره چه چیزی صحبت می‌کنه. شاید اساسا اشاره به این رژیم جدید بخشی از راهبرد ایالات متحده باشه برای اینکه او به این اشاره کنه که ما تونستیم رژیم رو در ایران تغییر بدیم. وگرنه مسعود پزشکیان کسی هست که در زمان حیات علی خامنه‌ای به قدرت رسید. یکی از کسانی بود که بسیار به رهبر جمهوری اسلامی وفادار بود. بارها به این موضوع تاکید کرده و اشاره او به یک رئیس‌جمهور جدید و کمتر افراطی کمی ابهام‌برانگیز هست. اما فکر می‌کنم در عین حال بخشی از یک آماده‌سازی روایت سیاسی برای باز گذاشتن کانال معامله در میدان جنگ هم باشه. اشاره آقای ترامپ به اینکه رئیس‌جمهور جدید ایران به عنوان چهره‌ای در واقع کمتر افراطی و باهوش‌تر به این‌ها اشاره می‌کنه، احتمالا می‌خواد این تصویر رو بسازه که در تهران بازیگری وجود داره که می‌شه با او کار کرد و جنگ در واقع فقط متوجه جناح‌های تندرو هست. این نوع تفکیک در در واقع ادبیات سیاسی آمریکا سابقه داره. دشمن اصلی رو ساختار یا یک حلقه خاص معرفی می‌کنند اما هم‌زمان برای بخشی از ساختار حاکم امکان معامله باقی می‌ذارن. در عین حال این بحث هم مطرحه که اساسا شاید منظور آقای ترامپ مسعود پزشکیان نباشه و اشاره او به محمدباقر قالیباف باشه. ما قبلا هم با هم صحبت کردیم که او از مذاکره‌ش با قالیباف صحبت کرده بود و بحث‌هایی مبنی بر این بود که او شاید گزینه‌ای باشه که از طرف آقای ترامپ و ساختار قدرت در ایالات متحده طرف صحبت قرار گرفته‌اند. اما به بخش دوم سؤال شما اگه بخوام بپردازم، نامه مسعود پزشکیان رو وقتی او به این اشاره می‌کنه که ایران با مردم عادی آمریکا دشمنی نداره، او هم در واقع داره همین تفکیکی رو که آقای ترامپ انجام داد رو انجام میده. یعنی بین دولت آمریکا و سیاست‌های جنگی و جامعه آمریکایی تمایز قائل می‌شه. این پیام در عین حال می‌تونه مصرف داخلی و خارجی داشته باشه. در داخل برای اینکه جنگ به عنوان نبرد با مردم آمریکا قاب‌بندی نشه و در خارج برای اینکه اگر در آینده کانالی برای تماس یا کاهش تنش باز شد، تهران متهم به این نشه که همه پل‌ها رو سوزونده. به این معنا هر دو پیام رو می‌تونیم، می‌تونیم ما نشونه‌ای از این بدونیم که با وجود جنگ، هیچ یک از دو طرف شاید نمی‌خوان زبان رو کاملا به نقطه بی‌بازگشت برسونن. البته در عین حال توجه به این نکته هم ضروریه که چنین پیام‌هایی لزوما به معنی وجود یک مسیر دیپلماتیک روشن نیست. بیشتر به نظر می‌رسه با-- ما با یک نوع ارسال سیگنال سیاسی روبرو هستیم که طرفین تلاش می‌کنن شاید یک نقطه‌ای رو باز بذارن برای اینکه اگر فضایی ایجاد شد، پنجره‌ای ایجاد شد که بشه از جنگ به توافق رسید، از اون در نهایت بتونن استفاده بکنن.

با توجه به گزارش‌ها درباره ورود برخی نیروها یا اعضای گروه‌های مسلح عراقی همسو با جمهوری اسلامی با هدف حمایت از حکومت، این تحرک رو چگونه باید در چارچوب تحولات اخیر منطقه‌ای ارزیابی کرد؟ آیا این اقدام نشانه‌ای از گسترش نقش بازیگران غیردولتی و هم‌پیمانان منطقه‌ای جمهوری اسلامی است؟ و این امر چه پیامدهایی می‌تونه برای توازن قدرت و سطح تنش در منطقه داشته باشه؟

ببینید اگه این گزارش‌ها درباره ورود یا جابه‌جایی بعضی از عناصر گروه‌های مسلح عراقی همسو با ایران درست باشه، این تحول رو می‌تونیم نشونه‌ای از اینکه جنگ از سطح درگیری مستقیم دولت‌ها فراتر رفته و دوباره به منطق شبکه‌ای جریان موسوم به محور مقاومت در واقع نزدیک می‌شه. این البته لزوما به معنی ورود همه بازیگران غیردولتی به یک جنگ تمام‌عیار نیست، اما نشون می‌ده که جمهوری اسلامی در حال اتکای بیشتر به ابزارهای پیرامونی و نامتقارن خودش هست. به ویژه در شرایطی که احتمال در واقع انجام حملات نظامی زمینی از سوی آمریکا شدت گرفته. پیامد اصلی چنین تحرکی به احتمال زیاد بالا رفتن سطح تنش منطقه‌ای و همین‌طور چندلایه‌تر شدن میدان نبرده. به هر حال حضور فعال‌تر گروه‌های عراقی می‌تونه پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه و همین‌طور خطوط تدارکاتی و حتی موازنه سیاسی بغداد رو تحت فشار قرار بده. در عین حال این سناریو خطر این رو هم بالا می‌بره که دولت عراق بیش از پیش بین فشار آمریکا، ایران و بازیگران داخلی گرفتار بشه. این تحرکات نشونه اینه که جمهوری اسلامی می‌خواد نشون بده هنوز شبکه‌ای از متحدان و هم‌پیمانان داره که می‌تونه جنگ رو از حالت دو جانبه خارج کنه. و من تصور می‌کنم این‌ها همه در همون چارچوب در نظر گرفته می‌شن و در عین حال مسئله احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران رو هم نباید از معادله در واقع حذف بکنیم و این هم می‌تونه یکی از عواملی باشه که مقام‌های جمهوری اسلامی به این دارن در واقع به این اهرم دارن تکیه می‌کنن. در نتیجه اگر این گزارش‌ها تایید بشه، شاید دقیق‌تر باشه بشه ما بگیم که این تحول بیش از اینکه نشونه‌ای از برتری تازه جمهوری اسلامی باشه، نشانه افزایش اتکای تهران به اهرم‌های غیردولتی برای جلوگیری از انزوای کامل در میدان جنگ و همین‌طور در دست داشتن ابزارهای بیشتر برای اینکه به دشمن خودش ضربه بزنه و منطقه رو به سمت تنش بیشتر و نظم امنیتی بی‌ثبا-- بی‌ثبات‌تری که منافع جمهوری اسلامی رو تامین کنه سوق خواهد داد.

جناب آقای سعید جعفری بسیار سپاسگزارم که وقتتون رو به SBS فارسی دادید.

ممنون از شما.

[موسیقی] آیا می‌خواهید به مطالب بیشتری مانند این گزارش گوش کنید؟ به ما از طریق Apple Podcast، Google Podcast، Spotify یا هر جای دیگری که پادکست‌های خود را از آن می‌گیرید، گوش کنید.

[موسیقی]

END OF TRANSCRIPT

همرسانی کنید

Follow SBS Persian

Download our apps

Watch on SBS

SBS World News

Take a global view with Australia's most comprehensive world news service

Watch now