با توجه به ارقام و روایتهای متفاوت از سرکوب اخیر در ایران، از اظهارات رسمی که تأیید میکنند دستکم چند هزار نفر در اعتراضها کشته شدهاند تا گزارشهای گروههای حقوق بشری و رسانههای بینالمللی، این اختلاف در گزارشها چگونه بر درک افکار عمومی داخل و خارج کشور و آینده اعتراضها تأثیر میگذارد؟ آیا روند فعلی سرکوب و روایتسازی حکومتی احتمال تشدید بحران را افزایش میدهد یا زمینهای برای کاهش تنش و گفتگوی سیاسی فراهم میکند؟
علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در تازه ترین موضع گیری، در عین متهم کردن آمریکا به تحریک اعتراضات، درباره کشته شدن هزاران نفر صحبت کرده و روایت مسئولیت را به سمت «عوامل خارجی/تروریست ها» برده است. رهبر جمهوری اسلامی با این تغییر لحن یا عدد دادن، چه هدفی دارد و این امر چه پیامد سیاسی داخلی و خارجی می تواند داشته باشد؟
گزارش ها از بررسی اعزام/تقویت ناوگروه هواپیمابر و جابجایی برخی دارایی های نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارد، و مسعود پزشکیان رئیس جمهور هم هشدار داده تعرض به خامنه ای «جنگ تمام عیار» تلقی می شود. این تحرکات بیشتر ابزار بازدارندگی و فشار سیاسی است یا نشانه نزدیک شدن به یک گزینه نظامی؟ کدام رخدادهای مشخص می تواند در کوتاه مدت نقش «جرقه» را بازی کند و این تنش را از سطح یک برخورد محدود و قابل مدیریت، به زنجیره ای از واکنش ها و تلافی های گسترده تبدیل کند؟
اینها پرسش هایی است که در گفتگو با آقای سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل سیاسی آنها را مطرح کرده ایم.
نظرات ارائه شده در این گفتگو نظرات کارشناس مربوطه است و نشانگر دیدگاه های اس بی اس فارسی نیست.


















