قمار اقتصادی یا کاهش تنش؛ ادعاهای دانلد ترامپ و واکنش تهران را چگونه باید تعبیر کرد؟

DC: Swearing-in Ceremony at the White House

دانلد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در دفتر بیضی شکل کاخ سفید در واشنگتن دی سی، ایالات متحده، در روز سه‌شنبه، ۲۴ مارچ ۲۰۲۶ سخنرانی می‌کند. Source: SIPA USA / Graeme Sloan/Sipa USA/aap image

با توجه به اظهارات دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر انجام مذاکراتی «بسیار سخت و جدی» با عالی ترین مقام جمهوری اسلامی که به گفته او عملا اداره امور را در دست دارد، و در مقابل، تکذیب ها و واکنش های متناقض از سوی مقام های ایرانی، مخاطب این حرف ها را چطور باید بخواند؛ آیا واقعا گفتگویی در جریان است یا هر دو طرف دارند افکار عمومی و فضای منطقه را مدیریت می کنند؟


با توجه به اظهارات دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر انجام مذاکراتی «بسیار سخت و جدی» با عالی ترین مقام جمهوری اسلامی که به گفته او عملا اداره امور را در دست دارد، و در مقابل، تکذیب ها و واکنش های متناقض از سوی مقام های ایرانی، مخاطب این حرف ها را چطور باید بخواند؛ آیا واقعا گفتگویی در جریان است یا هر دو طرف دارند افکار عمومی و فضای منطقه را مدیریت می کنند؟

با توجه به مجموعه تحولات اخیر، از تهدیدهای متقابل درباره زیرساخت‌های انرژی تا تحرکات دیپلماتیک در شورای امنیت، آیا می‌توان گفت منطقه وارد مرحله‌ای شده که مدیریت بحران از کنترل بازیگران خارج می‌شود، یا هنوز کانال‌های مؤثری برای جلوگیری از تشدید درگیری وجود دارد؟

با توجه به تاثیر مستقیم تنش‌های اخیر بر بازار جهانی انرژی و کاهش قیمت نفت پس از برخی سیگنال‌های دیپلماتیک توسط دانلد ترامپ، بازیگران منطقه‌ای تا چه حد ملاحظات اقتصادی را در تصمیم‌ گیری‌های امنیتی خود لحاظ می‌کنند و آیا این عامل می‌تواند به کاهش تنش‌ها کمک کند؟

IMG_2787.JPG
سعید جعفری

اینها پرسش هایی است که در گفتگو با آقای سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل سیاسی آنها را مطرح کرده ایم.

نظرات ارائه شده در این گفتگو نظرات کارشناس مربوطه است و نشانگر دیدگاه های اس بی اس فارسی نیست.

برنامه فارسی رادیو اس‌بی‌اس در روزهای شنبه و سه شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر از طریق رادیو، به صورت آنلاین، کانال شماره ۳۰۲ تلویزیون‌های دیجیتال و از طریق اپ رایگان SBS Audio قابل دسترس است. برای شنیدن برنامه های زنده و پادکست های ما اپ SBS Audioرا از APP Store یا Google Play دانلود کنید. همچنین می‌توانید به اس بی اس فارسی از طریق اسپاتیفای، اپل پادکستز یا گوگل پادکستز گوش کنید.

[موسیقی intro]

با توجه به اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر انجام مذاکراتی بسیار سخت و جدی با عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی که به گفته او عملاً اداره امور را در دست دارد و در مقابل تکذیب‌ها و واکنش‌های متناقض از سوی مقام‌های ایرانی، مخاطب این حرف‌ها را چگونه باید بخواند؟ آیا واقعاً گفت‌وگویی در جریان است یا هر دو طرف دارند افکار عمومی و فضای منطقه را مدیریت می‌کنند؟ همچنین با توجه به مجموعه تحولات اخیر از تهدیدهای متقابل درباره زیرساخت‌های انرژی تا تحرکات دیپلماتیک در شورای امنیت، آیا می‌توان گفت منطقه وارد مرحله‌ای شده که مدیریت بحران از کنترل بازیگران خارج می‌شود یا هنوز کانال‌های مؤثری برای جلوگیری از تشدید درگیری وجود دارد؟ همچنین با توجه به تأثیر مستقیم تنش‌های اخیر بر بازار جهانی انرژی و کاهش قیمت نفت پس از برخی سیگنال‌های دیپلماتیک توسط دونالد ترامپ، بازیگران منطقه‌ای تا چه حد ملاحظات اقتصادی را در تصمیم‌گیری‌های امنیتی خود لحاظ می‌کنند؟ و آیا این عامل می‌تواند به کاهش تنش‌ها کمک کند؟ من پیمان جمالی هستم و این‌ها پرسش‌هایی است که آنها را با آقای سعید جعفری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی در میان گذاشته‌ام.

[موسیقی intro]

جناب آقای سعید جعفری بسیار سپاسگزارم که دعوت اس‌بی‌اس فارسی رو برای شرکت در این گفت‌وگو پذیرفتید. با توجه به اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر انجام مذاکراتی بسیار سخت و جدی با عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی که به گفته او عملاً اداره امور رو در دست داره و در مقابل تکذیب‌ها و واکنش‌های متناقض از سوی مقام‌های ایرانی، مخاطب این حرف‌ها رو چطور باید بخونه؟ آیا واقعاً گفت‌وگویی در جریان هست یا هر دو طرف دارند افکار عمومی و فضای منطقه رو مدیریت می‌کنند؟

ببینید من فکر می‌کنم با توجه به فضایی که ما در حال حاضر با او ن آن روبرو هستیم و بر اساس دانسته‌های ما تا امروز، برداشت واقع‌بینانه‌تر این باشه که انتظار برای اینکه مذاکرات جدی در جریان باشه یا به زودی برگزار بشه و از پس اون توافقی دربیاد بسیار احتمالش کم هست و تصور می‌کنم بخشی از ادبیات رئیس‌جمهور آمریکا درباره مذاکرات جدی هم شاید بیشتر جنبه فضاسازی داشته باشه تا بازتاب یک روند واقعی و پیشرفته دیپلماتیک. یکی از دلایل این ارزیابی هم به پیوند مستقیم این روایت با بازار انرژی برمی‌گردد. در روزهای اخیر هر بار که آقای ترامپ از پیشرفت در مذاکرات یا کانال‌های فعال صحبت کرده است، قیمت نفت واکنش نزولی نشون داده اما بعد با تکذیب مقام‌های جمهوری اسلامی یا ادامه حملات دوباره به همان روال پیشین بازگشته و قیمت‌ها افزایش پیدا کرده. این الگو باعث شده که برخی از کارشناسان اقتصادی این احتمال رو مطرح کنند که کاخ سفید عمداً سیگنال‌های مثبت دیپلماتیک ارسال می‌کنه تا فشار بازار انرژی رو کاهش بده و بتونه اهداف خودش رو در جنگ پیگیری کنه. فشاری که طبیعتاً مستقیماً به اقتصاد آمریکا و فضای سیاسی داخلی این کشور هم گره خورده. در مقابل، ایران هم نه تنها این روایت رو تایید نکرده، بلکه حتی در مواردی مواضع خودشو سخت‌تر کرده. گزارش‌هایی که اخیراً در روزهای اخیر ما شاهدش بودیم نشون میده که مقام‌های حکومت ایران برای هر گونه مذاکره شروطی رو مطرح کردن که عملاً با چارچوب مورد نظر ایالات متحده فاصله داشته. به‌عنوان مثال، انکار ایران می‌تونه تا حدی شاید به این دلیل باشه که برخلاف ایالات متحده افزایش قیمت انرژی به طور مستقیم به ضرر تهران نیست و حتی می‌تونه به‌عنوان یک اهرم فشار علیه ایالات متحده عمل بکنه. ضمن اینکه در، در کنار این به نظر من بخشی از مسئله به این برمی‌گرده که مقام‌های ایرانی درست یا غلط تصورشون این هست که در فضای جنگی و در میدان دست بالا رو دارن و ادامه این جنگ به ضرر ایالات متحده و اسرائیل هست. هر چند که ضربات جدی رو بهشون وارد شده. در نتیجه وقتی شما این تصور رو داشته باشید، طبیعتاً در مذاکرات خیلی نمیشه انتظار داشت که به شکلی وارد میز گفت‌وگو بشید که حاضر باشید امتیازات قابل توجهی رو بدید. و در مقابل گزارش‌هایی که همین امروز در رسانه‌های آمریکایی منتشر شده نشون میده که خواسته‌های طرف آمریکایی هم تفاوتی به اون چیزی که قبل از شروع جنگ داشته نکرده و حتی شاید بیشتر شده. از پایان غنی‌سازی اورانیوم، محدود کردن برنامه موشکی، خروج در واقع اورانیوم با غنای بالا از کشور و مواردی از این همه و همه فضا رو به این سمت می‌بره که در واقع به نظر من خیلی نشه نسبت به این ماجرا امیدوار بود و من فکر می‌کنم ترکیبی از یک نوع جنگ روانی، مدیریت بازار و تاکتیک‌های بازدارنده محتمل‌تر هست و فاصله بین دیدگاه‌ها و خواسته‌های مواضع دو طرف انقدر زیاد هست که دست‌کم فعلاً من نشونه‌ای از اینکه طرفین وارد یک مذاکرات جدی که بتونه به سرعت به توافق منجر بشه رو نمی‌بینم.

با توجه به مجموعه تحولات اخیر از تهدیدهای متقابل درباره زیرساخت‌های انرژی تا تحرکات دیپلماتیک در شورای امنیت، آیا می‌توان گفت منطقه وارد مرحله‌ای شده که مدیریت بحران از کنترل بازیگران خارج میشه یا هنوز کانال‌های مؤثری برای جلوگیری از تشدید درگیری وجود داره؟

همونطور که شما اشاره کردید، مجموعه این تحولات باعث شده منطقه رو به یه مرحله بسیار خطرناکی برسونه. اما شاید هنوز نشه با قاطعیت گفت که مدیریت بحران کاملاً از دست بازیگران خارج شده. از یک طرف تهدید متقابل زیرساخت‌های انرژی، تداوم اختلال در رفت و آمد در تنگه هرمز، حملات طرفین و همینطور اختلافات در شورای امنیت نشون میده دامنه بحران از سطح درگیری دو جانبه فراتر رفته و به یک بحران منطقه‌ای تبدیل شده که این پتانسیل رو داره که به یک بحران جهانی هم در واقع تغییر وضعیت بده. ضمن اینکه این شرایطی که در اختلال در، در واقع عرضه نفت در بازارهای جهانی مشاهد می‌شه و همینطور اختلافاتی که در شورای امنیت مشاهده کردیم برای باز کردن تنگه هرمز، همه و همه نشون میدن که شاید سازوکارهای سنتی مدیریت بحران دست‌کم فعلاً کارایی محدودی دارند. با این حال هنوز همونطور که در روزهای اخیر شاهدش بودیم، چند کانال باز هستند و تلاش می‌کنند از این شرایط جلوگیری کنند. به عنوان مثال صحبت‌هایی که گفته می‌شه مبنی بر تلاش‌های مصر، ترکیه و پاکستان برای اینکه اِاِ گفت‌گوهایی بین ایران و ایالات متحده صورت بگیره و این رفت و آمد‌هایی که بین طرفین صورت می‌گیره، هر چند هم که غیرمستقیم و شکننده باشه، می‌تونه شاید شرایط رو در واقع می‌تونه این نقطه امید رو باقی بذاره برای منطقه‌ای که هنوز به بن‌بست کامل نرسیدند طرفین و هنوز فضا برای مهار محدود بحران وجود داره. اما مشکل اینجاست که این کانال‌ها خیلی ضعیف‌تر از شدت میدان جنگ هستند. یعنی ظرفیت مهار بحران هر چند شاید وجود داشته اما دست‌کم فعلاً در این لحظه‌ای که من دارم با شما صحبت می‌کنم، از شدت و سرعت تشدید بحران خیلی عقب‌تره. در نتیجه من فکر می‌کنم که توصیف اِاِ دقیق‌تر این وضعیت شاید این باشه که منطقه هنوز وارد وضعیت بی‌مهاری کامل نشده، اما به آستانه‌ای رسیده که هر اشتباه محاسباتی، هر حمله به یک زیرساخت کلیدی و مواردی از این دست می‌تونه کانال‌های باقی‌مانده رو هم بی‌اثر کنه و در واقع عناصر تشدید در صحنه حاضر هستند و هر چند عناصر بحران هم حضور دارند اما به شدت نقش و میزان عناصر تشدید بزرگ‌تر هستند و فعلاً در لحظه کنونی به نظر می‌رسه که کفه تشدید خیلی سنگین‌تر به نظر میاد.

با توجه به تاثیر مستقیم تنش‌های اخیر بر بازار جهانی انرژی و کاهش قیمت نفت، پس از برخی سیگنال‌های دیپلماتیک توسط دونالد ترامپ، فکر می‌کنید بازیگران منطقه‌ای تا چه حد ملاحظات اقتصادی رو در تصمیم‌گیری‌های امنیتی خودشون لحاظ می‌کنند؟ و آیا این عامل می‌تونه به کاهش تنش‌ها کمک کنه؟

عوامل اقتصادی به نظر من در حال حاضر از-- در سوی بازیگرانی که به صورت مستقیم در این مناقشه درگیر هستند، بیش از همه برای طرف آمریکایی تعیین‌کننده است. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه انرژی و نگرانی از تورم، همگی بر فضای سیاست داخلی آمریکا اثر می‌گذارند و طبیعتا با توجه به اینکه ما در آستانه انتخابات میان‌دوره ای در ایالات متحده هستیم، برخی از تحلیل‌گران در واقع استدلال می‌کنند که شاید واشنگتن به دنبال این باشه که دو هدف رو به صورت همزمان دنبال کنه. در عین اینکه فشار نظامی رو بر ایران حفظ می‌کنه تا به اهداف سیاسی خودش در این جنگ دست پیدا کنه، در عین حال مهار اثرات اقتصادی جنگ از طریق سیگنال‌های دیپلماتیک و تلاش برای باز نگه داشتن مسیرهای انرژی، بعد دیگه سیاست ایالات متحده هست و فکر می‌کنم در همین چارچوب ما بتونیم تاکید مکرر رئیس جمهور آمریکا بر پیشرفت مذاکرات یا تلاش برای ایجاد ائتلاف جهت بازگشایی تنگه هرمز رو درک کنیم. من فکر می‌کنم که در نتیجه این اقدامات حتی اگر که این‌ها به نتیجه فوری نرسند، شاید بتونه به کاهش انتظارات تورمی و کنترل نسبی بازار انرژی کمک کنه. اما نکته دیگه‌ای که به نظر من اینجا حائز اهمیتیه که بهش توجه کنیم این هست که مقام‌های ایرانی هم خیلی روی این مسئله حساب باز کردند. حتی شاید بشه گفت راهبرد جمهوری اسلامی در این مرحله بر این فرض استوار بوده که افزایش فشار اقتصادی جهانی از طریق اختلال در تنگه هرمز و بازار انرژی می‌تونه ایالات متحده و متحدانش رو اِاِ به سمت مهار جنگ سوق بده. و شاید حتی از این اشاره بشه در واقع ازش عنوان کرد و تحلیل کرد که مقام‌های حکومت ایران به یک قمار اقتصادی رو آوردند که فکر می‌کنند که افزایش قیمت انرژی و در واقع فشار بر اقتصادهای غربی و آسیایی و نگرانی از رکود جهانی می‌تونه شاید فضای ضد جنگ در سطح بین‌المللی رو ایجاد کنه و دولت‌های غربی رو برای محدود کردن دامنه درگیری تحت فشار قرار بده. حالا اینکه این راهبرد تا چه اندازه موفق می‌شه مشخص نیست. هر دو طرف یک قماری رو دارن انجام میدن. تجربیات گذشته نشون داده که فشار اقتصادی می‌تونه به کاهش تنش منجر بشه. ولی در برخی موارد هم باعث تشدید رقابت و تلاش برای شکستن بن‌بست می‌شه. اما من فکر می‌کنم در حال حاضر ملاحظات اقتصادی هر چند به یک عامل مهم در محاسبات همه طرف‌ها تبدیل شده، اما فعلاً در این لحظه‌ای که ما داریم با هم صحبت می‌کنیم، نتونسته به منطق امنیتی و نظامی جنگ غلبه کنه.

جناب آقای سعید جعفری بسیار سپاسگزارم که وقتتون رو به اس بی اس فارسی دادید.

END OF TRANSCRIPT

همرسانی کنید

Follow SBS Persian

Download our apps

Watch on SBS

SBS World News

Take a global view with Australia's most comprehensive world news service

Watch now