این مقاله به تأثیر ماندگار نظریههای توطئه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، بهویژه مستند Loose Change، میپردازد. این فیلم با انتشار ادعاهای بیاساس درباره نقش دولت آمریکا در حملات، به یکی از نخستین پدیدههای رسانهای اینترنتی تبدیل شد. اگرچه این نظریهها بعدها رد شدند، بیاعتمادی به دولت و نهادهای رسمی همچنان باقی ماند و به شکلگیری فرهنگ معاصر نظریههای توطئه در فضای آنلاین کمک کرد. مقاله همچنین نقش جنگ عراق، گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی و نیاز روانشناختی انسان به یافتن توضیحی برای رویدادهای تروماتیک را بررسی میکند.
او در ابتدا فکر کرد این حملات بخشی از یک تمرین نظامی است.
او به SBS News گفت: «فکر میکردم روز اول آموزش همه همینطور شروع میشود؛ با آژیر خطر.»
سپس او و دیگر سربازان را به اتاقی بردند و تلویزیون را روشن کردند. آنجا بود که فهمید این اتفاق یک حادثه بسیار بزرگ است.
در این حملات ۲۹۷۷ نفر کشته و هزاران نفر زخمی شدند و قربانیان از بیش از ۹۰ کشور بودند.
چهار ماه بعد، رو ۱۸ ساله برای شرکت در حمله تحت رهبری آمریکا که در واکنش به این حملات آغاز شده بود، به افغانستان اعزام شد. او بعدها در عراق نیز خدمت کرد؛ جایی که آمریکا در سال ۲۰۰۳، پس از ادعای دولت جورج بوش و متحدانش درباره وجود سلاحهای کشتار جمعی در دولت صدام حسین، وارد جنگ شد.
پس از حمله به عراق، هیچ ذخیرهای از این سلاحها پیدا نشد و تحقیقات بعدی نشان داد که در اطلاعات مورد استفاده برای ارزیابی برنامههای تسلیحاتی عراق، اشتباهات و ضعفهای مهمی وجود داشته است.
بر اساس پژوهشهای گردآوریشده توسط دانشگاه براون، تخمین زده میشود که بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳، نزدیک به یک میلیون نفر در نتیجه خشونتهای جنگی پس از ۱۱ سپتامبر در عراق، افغانستان، سوریه، یمن و پاکستان کشته شدند که بیش از ۴۰۰ هزار نفر از آنها غیرنظامی بودند.رو در ابتدا به این مأموریت باور داشت.
در زمان اعزام او، یک روزنامه محلی در منطقهای از ایالت نیویورک که در آن بزرگ شده بود، از قول او نوشت که باید با تروریسم «مقابله شود».
اما تجربههای رو در عراق باعث شد او عمیقاً دلسرد و سرخورده شود.
پیش از آنکه در سال ۲۰۰۵ برای سومین مأموریت خود در خاورمیانه اعزام شود، رو ارتش را ترک کرد و شبانه از پایگاه فورت کمپبل، در مرز ایالتهای کنتاکی و تنسی، خارج شد.
او با خودرو به واشنگتن دیسی رفت و در آنجا به دوست صمیمی دوران کودکیاش، دیلن اِوری، پیوست.
این دو تصمیم گرفتند روی پروژهای که از قبل شروع کرده بودند کار کنند: ساخت مستندی درباره حملات ۱۱ سپتامبر.
بعدتر در همان سال، مستند Loose Change منتشر شد.
این فیلم با بودجهای بسیار کم ساخته شده بود و مجموعهای از ادعاها را مطرح میکرد که روایت رسمی حملات ۱۱ سپتامبر را به چالش میکشید. این مستند نظریههایی را مطرح میکرد که بر اساس آنها، حملات نوعی «عملیات پرچم دروغین» بوده که دولت آمریکا آن را سازماندهی کرده است.
این فیلم خیلی سریع از طریق سایتهای تورنت و Google Video، که آن زمان یکی از پلتفرمهای تازهدرحالرشد ویدئویی اینترنتی بود، پخش شد و میلیونها بازدید به دست آورد؛ آن هم در زمانی که شبکههای اجتماعی هنوز در ابتدای راه بودند.
گستردگی این فیلم باعث شد مجموعهای از ادعاهای توطئه درباره ۱۱ سپتامبر که از قبل وجود داشتند، به یک پدیده گسترده در فضای آنلاین تبدیل شوند.
Loose Change تنها مستند توطئه درباره ۱۱ سپتامبر نبود، اما به یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای این جریان تبدیل شد. مجله Vanity Fair بعدها آن را «نخستین فیلم پرفروش اینترنتی» توصیف کرد.
یکی دیگر از ویژگیهای جدید این فیلم، تشویق مخاطبان به بررسی و زیر سؤال بردن روایتهای رسمی بهطور مستقل بود؛ رویکردی که بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ نظریههای توطئه در اینترنت تبدیل شد.
عبارت «خودتان تحقیق کنید» بعدها بسیار رایج شد؛ از اطلاعات نادرست درباره کووید-۱۹ گرفته تا نظریههای توطئه سیاسی.
بیستوپنج سال پس از این حملات، نظریههایی که Loose Change رواج داد، بهطور کامل رد شدهاند.
با این حال، بیاعتمادیای که باعث شکلگیری این نظریهها شد ــ بیاعتمادی به دولتها، افراد بانفوذ و روایتهای رسمی ــ همچنان باقی مانده است.
در دهههای بعد، نظریههای توطئه به بخش آشکارتری از فرهنگ عمومی تبدیل شدند؛ از Pizzagate و QAnon گرفته تا جنبش «شهروندان مستقل» و ادعاهایی درباره «دولت پنهان».
چه مقدار از فرهنگ نظریههای توطئه امروزی را واقعاً میتوان به ۱۱ سپتامبر مرتبط دانست؟ و جنبشی که پس از این حملات شکل گرفت، درباره اینکه چرا نظریههای توطئه همچنان برای مردم جذاب هستند، چه چیزی به ما میگوید؟
چرا ۱۱ سپتامبر باعث شکلگیری نظریههای توطئه شد؟
برای درک تأثیر و میراث جنبش «حقیقت ۱۱ سپتامبر»، باید به ریشههای شکلگیری آن نگاه کرد.
مارک فنستر، استاد حقوق دانشگاه فلوریدا که درباره نظریههای توطئه تحقیق میکند، میگوید عوامل مختلفی باعث شدند حادثه ۱۱ سپتامبر زمینه مناسبی برای شکلگیری توضیحات و روایتهای متفاوت باشد.
او به SBS News میگوید: «تقریباً همه مردم آمریکا به نوعی تحت تأثیر این حادثه قرار گرفتند... بنابراین وقتی اتفاق بزرگی رخ میدهد و درباره اینکه چه بوده و چه معنایی داشته اختلاف نظر وجود دارد، مردم شروع به حدس و گمان میکنند.»
این حملات یک رویداد جهانی بودند که بهصورت زنده برای میلیونها نفر پخش شدند. همچنین در دورهای رخ دادند که پس از انتخابات جنجالی ریاستجمهوری سال ۲۰۰۰، اختلافات سیاسی در آمریکا شدید شده بود.
برخلاف نظریههای توطئه قدیمیتر، مانند نظریههای مربوط به ترور جان اف. کندی یا فرود انسان روی ماه، ۱۱ سپتامبر در دوران اینترنت اتفاق افتاد. همین موضوع باعث شد این جنبش خیلی سریع در اینترنت گسترش پیدا کند و به مخاطبانی بسیار فراتر از گروههای سیاسی و فعالانی که بسیاری از این ایدهها ابتدا در میان آنها مطرح شده بود، دسترسی پیدا کند.
جنگ عراق که بهتدریج محبوبیت خود را از دست میداد نیز در سالهای بعد باعث افزایش بیشتر بیاعتمادی شد.
«شاید تعجبآور نباشد که در حدود سال ۲۰۰۶، نظرسنجیهای عمومی نشان میدادند افراد بیشتری دستکم حاضر بودند این احتمال را در نظر بگیرند که ۱۱ سپتامبر نتیجه نوعی توطئه بوده است.»
فنستر میگوید موفقیت Loose Change برای رو به ترکیب سه عامل برمیگشت: رشد اینترنت و سایتهای اشتراکگذاری ویدئو، در دسترس بودن دوربینهای فیلمبرداری و رایانههای شخصی، و اهمیت خود حادثه ۱۱ سپتامبر.
او میگوید: «Loose Change به وسیلهای تبدیل شد که این سه عامل را با خود به آینده برد.»
نظریههای توطئه میتوانند احساس کنترل ایجاد کنند
مقیاس گسترده و آسیب روانی ناشی از حملات ممکن است باعث شده باشد نظریههای توطئه از نظر روانشناختی برای مردم جذاب باشند.
استفان لواندوفسکی، دانشمند علوم شناختی در دانشگاه بریستول و یکی از نویسندگان راهنمای نظریههای توطئه، میگوید نظریههای توطئه میتوانند در دنیایی غیرقابلپیشبینی، به افراد احساس آرامش و کنترل بدهند.
او میگوید: «شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما برای بسیاری از مردم، باور اینکه افراد بد کارهای بدی انجام میدهند، آسانتر از پذیرفتن این واقعیت است که گاهی اوقات، میدانید، اتفاقات بد بهطور تصادفی رخ میدهند.»
او بهعنوان نمونه به نظریههای توطئه درباره مرگ پرنسس دایانا اشاره میکند؛ با وجود اینکه چندین تحقیق نشان دادند راننده او هنگام وقوع تصادف مرگبار، مست بوده و با سرعت زیاد رانندگی میکرده است.
لواندوفسکی میگوید افرادی که یک نظریه توطئه را باور دارند، معمولاً احتمال بیشتری دارد که نظریههای توطئه دیگری را نیز باور کنند.
او میگوید: «چیزی که آنها تصور میکنند شکگرایی است، در بسیاری از موارد در واقع سادهباوری است.»
آیا ۱۱ سپتامبر فرهنگ توطئهمحور امروزی را شکل داد؟
اینکه جنبش نظریههای توطئه درباره ۱۱ سپتامبر تا چه اندازه در شکلگیری فرهنگ توطئهمحور امروزی نقش داشته، همچنان محل بحث است.
شباهتهایی وجود دارد؛ از جمله بیاعتمادی به دولت و این تصور که یک گروه قدرتمند از نخبگان در پشت صحنه امور را کنترل میکنند. اینترنت نیز به افرادی که باورهای مشترکی داشتند اجازه داد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پیرامون این باورها جامعههایی تشکیل دهند.
اما یوسینسکی هشدار میدهد که نباید ۱۱ سپتامبر را نقطه آغاز فرهنگ توطئهمحور مدرن دانست. از نظر او، این فرهنگ الگوهایی مشابه دورههای گذشته دارد.
او میگوید بعضی افراد اساساً دارای نوعی «ذهنیت توطئهمحور» هستند که احتمالاً از نحوه اجتماعیشدن و تربیت آنها ناشی میشود و باعث میشود درباره انواع رویدادها و نهادها تردید کنند.
بیشتر مردم تا زمانی که یک رویداد مهم و مورد توجه همگان اتفاق نیفتد، از باورهای توطئهآمیز دیگران آگاه نمیشوند.
او میگوید: «ما نهتنها خودِ رویداد را میبینیم، بلکه درباره آن نیز اظهار نظرهایی میشنویم که برخی از آنها نظریههای توطئه هستند.»
به گفته او، شبکههای اجتماعی در طول سالها باعث شدهاند باورهای توطئهآمیز بیشتر دیده شوند، اما لزوماً به این معنا نیست که این باورها نسبت به گذشته گستردهتر شدهاند.
او همچنین دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را به دلیل اینکه در دوران مبارزات انتخاباتی خود وعده «خشکاندن باتلاق» و از بین بردن چیزی را که «دولت پنهان» نامیده میشد داده بود، فردی میداند که توانست بخشی از رأیدهندگانی را که احساس میکردند به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفتهاند، شناسایی و جذب کند.
او میگوید: «افرادی با ذهنیت توطئهمحور هم در جناح چپ و هم در جناح راست وجود داشتند، اما سیاستمداران جریان اصلی واقعاً با زبانی که این افراد میخواستند با آن صحبت شود، با آنها ارتباط برقرار نمیکردند.»
او ادامه میدهد: «جب بوش نمیتوانست یک نظریهپرداز توطئه افراطی را جذب کند، چون تا جایی که ممکن است نماینده جریان سیاسی سنتی و حاکم بود. درست است؟ اما یک فرد خارج از ساختار سیاسی، مثل دونالد ترامپ، میتوانست با همان زبان صحبت کند و این کار را هم بهخوبی انجام میداد.»
یوسینسکی میگوید نمیداند باورهای ترامپ واقعاً صادقانه بودند یا نه.
اما اشاره میکند که ترامپ حتی پیش از ورود به عرصه انتخابات نیز نظریههای توطئه را مطرح میکرد؛ برای مثال، ادعای نادرست اینکه باراک اوباما در کنیا متولد شده و بنابراین واجد شرایط ریاستجمهوری آمریکا نبوده است.
رو، این ادعا را که Loose Change در شکلگیری فرهنگ توطئهمحور مدرن نقش داشته، رد میکند.
کوری رو، تهیهکننده Loose Change، دولت و رسانههای جریان اصلی را در شکلگیری فرهنگ توطئهمحور امروزی مقصر میداند.
او در کتابش مینویسد: «اینکه بخش عمده تقصیر را به گردن یک مستند اینترنتی چند دههقدیمی بیندازیم که توسط دو جوان بیستوچندساله ساخته شده، بیش از حد راحت قدرتمندترین منتشرکنندگان اطلاعات نادرست، یعنی دولت و رسانههای جریان اصلی، را از مسئولیت مبرا میکند.»
رو بهجای اینکه انتظار داشته باشد Loose Change پاسخهایی ارائه دهد، امیدوار است میراث این فیلم مردم را تشویق کند که سؤال بپرسند.
او میگوید: «امیدوارم این فیلم زمینهای برای آیندهای فراهم کند که مردم با اطلاعات جریان اصلی مخالفت کنند و سؤال بپرسند.»
«چون بیشتر اوقات، نسخه رسمی ماجرا، بهخصوص اینجا در ایالات متحده، یک مشت مزخرف ساختگی است و ما باید دولت خود را پاسخگو نگه داریم.»
برنامه فارسی رادیو اسبیاس در روزهای شنبه و سه شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر از طریق رادیو، به صورت آنلاین، کانال شماره ۳۰۲ تلویزیونهای دیجیتال و از طریق اپ رایگان SBS Audio قابل دسترس است. برای شنیدن برنامه های زنده و پادکست های ما اپ SBS Audio را از APP Store یا Google Play دانلود کنید. همچنین می توانید به اس بی اس فارسی از طریق اسپاتیفای، یا اپل پادکستز گوش کنید.






