اظهار نظر جدید دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در خصوص تمدید آتش بس وادامه محاصره دریایی ایران را چگونه می توان تفسیر کرد و واکنش احتمالی ایران به آن چه خواهد بود.
اظهار نظر جدید دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در خصوص تمدید آتش بس وادامه محاصره دریایی ایران را چگونه می توان تفسیر کرد و واکنش احتمالی ایران به آن چه خواهد بود.
در حالی که در روزهای اخیر تحولات مهمی درباره جمهوری اسلامی، از جمله تنشهای منطقهای و اظهارات مقامات آمریکا، مطرح شده، سکوت نسبی بنیامین نتانیاهو در این باره را چگونه باید تفسیر کرد؛ آیا این سکوت نشانه هماهنگی پشتپرده با واشنگتن است یا تلاشی برای پرهیز از تشدید تنش در این مقطع حساس؟
اینها پرسش هایی است که در گفتگو با آقای سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل سیاسی آنها را مطرح کرده ایم.
نظرات ارائه شده در این گفتگو نظرات کارشناس مربوطه است و نشانگر دیدگاه های اس بی اس فارسی نیست.
برنامه فارسی رادیو اسبیاس در روزهای شنبه و سه شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر از طریق رادیو، به صورت آنلاین، کانال شماره ۳۰۲ تلویزیونهای دیجیتال و از طریق اپ رایگان SBS Audio قابل دسترس است. برای شنیدن برنامه های زنده و پادکست های ما اپ SBS Audioرا از APP Store یا Google Play دانلود کنید. همچنین میتوانید به اس بی اس فارسی از طریق اسپاتیفای، اپل پادکستز یا گوگل پادکستز گوش کنید.
[موسیقی intro]
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی گفته است: «ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتشبس میخواهد میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند و ما مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیریم و برای رو کردن کارتهای جدید در میدان نبرد آماده شدهایم.» با توجه به این اظهارات، آیا این موضعگیری را باید صرفاً در چارچوب جنگ روانی و افزایش قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی تحلیل کرد یا نشانهای واقعی از آمادگی برای تشدید تنش و اقدامات عملی در میدان؟ از سوی دیگر، اظهارنظر جدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در خصوص تمدید آتشبس و ادامه محاصره دریایی ایران را چگونه میتوان تفسیر کرد و واکنش احتمالی ایران چه خواهد بود؟ همچنین، در حالی که در روزهای اخیر تحولات مهمی درباره جمهوری اسلامی از جمله تنشهای منطقهای و اظهارات مقامات آمریکا مطرح شده، سکوت نسبی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در این باره را چگونه باید تفسیر کرد؟ آیا این سکوت نشانهی هماهنگی پشت پرده با واشنگتن است یا تلاشی برای پرهیز از تشدید تنش در این مقطع حساس؟ من پیمان جانلی هستم و اینها پرسشهایی است که آنها را با آقای سعید جعفری، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی در میان گذاشتهام.
[موسیقی intro]
جناب آقای سعید جعفری، بسیار سپاسگزارم که دعوت رادیو آسیا فارسی رو برای شرکت در این گفتگو پذیرفتید. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی گفته: «ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتشبس میخواهد میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند و ما مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیریم و برای رو کردن کارتهای جدید در میدان نبرد آماده شدهایم.» با توجه به این اظهارات، آیا این موضعگیری را باید صرفاً در چارچوب جنگ روانی و افزایش قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی تحلیل کرد یا نشانهای واقعی از آمادگی برای تشدید تنش و اقدامات عملی در میدان؟
من فکر میکنم اظهارات محمدباقر قالیباف رو باید ترکیبی از جنگ روانی، چانهزنی سیاسی و همینطور آمادهسازی برای تشدید محدود تنشها در نظر گرفت، نه صرفاً یکی از این سه مورد. وقتی او به این اشاره میکنه که ترامپ میخواد در واقع میز مذاکره رو به میز تسلیم تبدیل کنه و ایران برای رو کردن کارتهای جدید آماده است، در واقع دو پیام همزمان میفرسته. یکی به ایالات متحده و میانجیها که تهران زیر فشار دریایی و تهدید حاضر به پذیرش چارچوب آمریکا نیست و دیگری به داخل ایران که حکومت هنوز ابزارهایی برای پاسخ داره و بنبست دیپلماتیک به معنای بسته بودن دست تهران نیست. ضمن اینکه اشاره به کارتهای جدید تا اندازه زیادی به سیاست و در واقع اظهارنظرهای رئیسجمهور آمریکا برمیگرده که او همواره برای موضوعی که طرف مقابل کارتی برای بازی کردن نداره، استناد میکنه. در مجموع این موضعگیری با خط رسمی جمهوری اسلامی هم در روزهای اخیر به نظر من همخوان بوده. همون خطی که محاصره دریایی رو نقض آتشبس و عمل جنگی میخونه و ما شاهد این بودیم که بعد از اینکه آقای ترامپ اشارهای به این کرد که در واقع آتشبس رو تمدید میکنه اما محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داشت، در واقع حسابهای کاربری و رسانههای نزدیک به حکومت، مسئله استمرار محاصره دریایی ایران رو به-- در واقع به مثابه تخاصم در نظر گرفتن و حق پاسخگویی ایران به این اتفاقات و این سیاستها رو در نظر گرفتن که این ممکنه که اتفاق بیفته. در مجموع من فکر میکنم که این جنگ روایتها نیست. از نگاه میدانی، ایالات متحده واقعاً سطح فشار رو بالا برده و محاصره دریایی بنادر ایران هم یک عملیات بزرگ و پرهزینهای هست که میتونه به برخورد مستقیم یا محدود، دستکم در خلیج فارس، منجر بشه. در چنین فضایی به نظر من تهدید به کارتهای جدید میتونه به سناریوهایی مثل فعالتر شدن گروههای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی، فشار بر مسیرهای دریایی دیگه یا همینطور حملات محدود به اهداف منطقهای اشاره داشته باشه. در نتیجه اگه بخوام جمعبندی کنم، به نظر من سخنان قالیباف رو شاید بهتر باشه که نه اعلام جنگ بزرگ، بلکه هشدار درباره آمادگی برای تشدید کنترلشده در نظر بگیریم. تشدیدی که هدفش بالا بردن هزینههای محاصره و همینطور جلوگیری از تبدیل مذاکره به پذیرش یکطرفه هست.
اظهارنظر جدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در خصوص تمدید آتشبس و ادامه محاصره دریایی ایران رو چگونه میتوان تفسیر کرد و واکنش احتمالی ایران چه خواهد بود؟
تصمیم رئیسجمهور آمریکا در خصوص اینکه محاصره دریایی ادامه پیدا میکنه، آتشبس تمدید میشه و در عین حال حملهای دستکم فعلاً به ایران صورت نمیگیره، به نظر میرسه اون رو باید در قالب یک الگوی آشنای ترامپی مورد توجه قرار بدیم. فشار حداکثری بهعلاوه باز گذاشتن در مذاکره. یعنی در این روند، ایالات متحده سعی میکنه بدون ورود فوری به جنگ گسترده، ایران رو در وضعیتی نگه داره که هم از نظر اقتصادی تحت فشار باشه، که این از طریق محاصره دریایی رخ میده، و هم گزینه دیپلماسی رو به طور کامل از دست نده. تأخیر حمله در این چارچوب بیشتر به نظر من یک تصمیم تاکتیکیه تا تغییر راهبرد. ضمن اینکه در واقع آقای ترامپ رو از دردسر بازگشت دوباره به جنگ...که اصلاً ازش استقبال نمیکرد راحت میکنه. به این دلیل که ما در روزهای اخیر در تحلیلها داشتیم که تا چه اندازه هزینه این جنگ برای اقتصاد آمریکا قابل توجه بوده و تا چه میزان نگرانیها برای اینکه بازگشت دوباره به میدان جنگ میتونه در واقع دردسرهایی رو چه برای دولت آقای ترامپ و چه برای اقتصاد آمریکا ایجاد کنه، شنیده بودیم. در نتیجه من فکر میکنم که این تصمیم جدید آقای ترامپ رو میشه با چند هدف پشت پرده در نظر گرفت و اون رو توصیف کرد. در درجه اول من فکر میکنم که این باعث میشه که از ورود فوری به یک جنگ پرهزینه جلوگیری بشه. در عین حال فشار اقتصادی و نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکره حفظ بشه. چون به هر حال ما میدونیم آقای ترامپ مدل مذاکره کردنش، قرار دادن طرف مقابل تحت فشار هست. او تصور میکنه که اگر پاش رو روی گلوی طرف مقابل بذاره، او در نهایت مجبور خواهد شد که سر میز مذاکره به او امتیاز بده. و این الگو سالهاست که چه در زندگی تجاری او و چه از زمانی که در کاخ سفید حضور داشته استمرار داشته، ولی دستکم حداقل تا امروز در مورد جمهوری اسلامی خیلی جواب نداده. و هدف دیگهای که به نظر من پشت این تصمیم آقای ترامپ میشه در نظر گرفت، ارسال پیام به متحدان و بازارهاست که ایالات متحده هنوز کنترل بحران رو در دست داره. هرچند میشه در نظر گرفت با توجه به افزایش سریع قیمت دلار بعد از این توئیت آقای ترامپ که شاید بازار خیلی این اظهارات رئیس جمهور آمریکا رو اون جوری که او مد نظرش بوده تفسیر نکرده، اینکه مذاکرات پاکستان دستکم فعلاً لغو شده هم نشون میده که این مدل برای ایران قابل پذیرش نیست. در ساعات اخیر و روزهای اخیر خیلی تلاشهای زیادی شد برای اینکه ایران متقاعد بشه در مذاکرات شرکت کنه. اخبار در واقع بسیاری داشتیم مبنی بر اینکه آقای جی.دی.ونس و دیگر اعضای هیئت آمریکایی عازم پاکستان هستند. پیغام و پسغامهایی رد و بدل شده بود، اما مقامهای ایرانی از همان ابتدا اشاره به این داشتند که تا زمانی که محاصره دریایی برطرف نشه در مذاکرات شرکت نخواهند کرد و در نهایت هم همین شد. در نتیجه در برخورد این شرایط به نظر میرسه که محتملترین سناریو برای آینده کوتاه مدت ورود به یک دوره تعلیق پرتنش هست و ما احتمالاً دستکم فعلاً به سمت جنگ تمامعیار نمیریم. پیشرفت واقعی در مذاکره هم فعلاً دستکم خیلی متصور نیست. در این فضا احتمال داره که آمریکا محاصره رو تشدید کنه و ایران هم از طریق ابزارهای غیرمستقیمش مثلاً در دریای سرخ یا گروههای نیابتی پاسخ بده. احتمال مسدود کردن بابالمندب از سوی حوثیها هم به نظر من قابل توجه هست. به این دلیل که این باعث خواهد شد قیمت نفت بسیار بالاتر از سطح کنونی هم بره. در عین حال کانالهای دیپلماتیک هم به صورت نیمهباز باقی میمونه. تو این شرایط هر دو طرف سعی میکنند اهرمهای فشار بیشتری رو در دست داشته باشن تا وقتی وارد مذاکره میشن بتونن طرف مقابل رو بیشتر تحت تأثیر و تحت فشار قرار بدن برای اینکه بتونن امتیازهای بیشتری رو به دست بیارن.
در حالی که در روزهای اخیر تحولات مهمی درباره جمهوری اسلامی از جمله تنشهای منطقهای و اظهارات مقامات آمریکایی مطرح شده، سکوت نسبی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در این باره رو چگونه باید تفسیر کرد؟ آیا این سکوت نشانه هماهنگی پشت پرده با واشنگتن هست یا تلاشی برای پرهیز از تشدید تنش در این مقطع حساس؟
در خصوص سکوت نسبی بنیامین نتانیاهو در نگاه اول شاید به نظر این اتفاق غیرعادی باشه. اما توجه به مراحل قبلی بحران به ما نشون میده که شاید ما شاهد تکرار یک الگوی کلاسیک از سوی اسرائیل و بنیامین نتانیاهو هستیم و احتمالاً شاید بشه اون رو به عنوان یک انتخاب تاکتیکی حساب شده تفسیر کرد تا اینکه اون رو نشانهای از انفعال یا عقبنشینی اسرائیل در نظر بگیریم. مسئله تقسیم تنش بین آمریکا و اسرائیل تو بخشی از تحلیلها از جمله دلایلی معرفی شده که شاید اسرائیل به این نتیجه رسیده که در چنین شرایطی راهبرد خودش رو در واقع تغییر بده. اون هم به این مربوط میشه که در شرایطی که واشنگتن تلاش میکنه همزمان دو مسیر فشار و دیپلماسی رو پیش ببره، هر نوع موضعگیری تند و علنی از سوی نتانیاهو میتونه این تعادل شکننده رو به هم بزنه. و شاید در چنین شرایطی تلاویو به این نتیجه رسیده که ابتکار سیاسی و رسانهای رو به آمریکا واگذار کنه و خودش بیشتر در سطح عملیاتی، اطلاعاتی و همینطور به ویژه پشت پرده فعال بمونه و فشارهای خودشو در اون حوزه همچنان استمرار ببخشه برای اینکه مذاکرات رو به شکست برسونه. از سوی دیگه تجربههای قبلی چه در خصوص پرونده هستهای ایران و چه درباره بحرانهای منطقهای نشون میده که اسرائیل گاهی آگاهانه از کاهش صدای رسانهای خودش به عنوان ابزار استفاده میکنه. در مقاطعی که احتمال باز شدن مسیر دیپلماسی حتی به شکل محدود وجود داره، تجربیات تاریخی به ما نشون داده که اسرائیل ممکنه به طور موقت از لحن علنی تند خودش فاصله بگیره تا متهم به تخریب مسیر مذاکرات نشه، در حالی که در عمل همچنان سیاست فشار رو دنبال میکنه. در عین حال این سکوت رو به نظر من نباید به معنای تغییر در اهداف راهبردی اسرائیل تعبیر کرد. فکر میکنم که اسرائیل همچنان نسبت به هر توافقی که با ایران به دست بیاد اساساً بدبینه و از این منظر شاید سکوت فعلیش نشانهای از انتظار و ارزیابی باشه. اینکه تلاویو منتظره ببینه مسیر واشنگتن به سمت یک توافق واقعی میره یا به سمت دوره تازهای از تشدیدها. و من تصورم این هست که در عین حال همچنان فشارهای اسرائیل برای اینکه هر نوع تلاشی رو به نابودی به انجام ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه یه بخش دیگهای از ماجرا و یک زاویه دیگهای که شاید مورد توجه باشه قرارش داد این هست که سکوت نتانیاهو ممکنه به ملاحظات امنیت داخلی اسرائیل هم مرتبط باشه. در شرایطی که جنگ به مرحلهی پیچیده و پرریسک رسیده، هر موضعگیری علنی میتونه پیامدهای سیاسی و امنیتی داخلی داشته باشه و شاید در چنین فضایی حفظ ابهام و پرهیز از مواضع صریح به رهبران اجازه بده که دامنه مانور بیشتری داشته باشند.





