پنج سال پس از سقوط کابل و بازگشت طالبان به قدرت، نگرانیها درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان همچنان ادامه دارد؛ بخصوص درباره زنان و دختران که با محدودیتهای گسترده در آموزش، کار و حضور در زندگی عمومی روبرو هستند. در همین حال حکومت آسترالیا بار دیگر تأکید میکند که طالبان را به عنوان نمایندگان مشروع مردم افغانستان به رسمیت نمیشناسد، اما در عین حال میگوید مردم افغانستان را در بحران بشری تنها نخواهد گذاشت. آن علی، وزیر توسعه بینالمللی آسترالیا، میگوید به باور وی بیشترین نگرانی سرکوب سیستماتیک مردم افغانستان، بخصوص زنان و دختران، و تلاش برای حذف آنان از زندگی عامه است. او تأکید میکند که آسترالیا طالبان را به رسمیت نمیشناسد و به همین دلیل کمکهای خود را از طریق شرکای بشردوستانه به مردم افغانستان میرساند.
برای شنیدن خبرها، گزارشها و مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.
پنج سال پیش، در پانزدهم اگست ۲۰۲۱، حکومت جمهوری افغانستان فروپاشید و طالبان وارد کابل شدند.
از آن زمان، افغانستان وارد مرحلهای تازه از تاریخ سیاسی خود شده است؛ مرحلهای که بر اساس گزارش اخیر یوناما در باره وضعیت حقوق بشر در افغانستان، بحرانی خوانده شده است. یوناما در گزارش اخیر خود میگوید که سرکوب سیستماتیک زنان و دختران با بازداشتهای خودسرانه، اعمال مجازاتی بدنی و اعمال قوانین سختگیرانهتر علیه حقوق مدنی همراه بوده است.
با این حال آن علی، وزیر توسعه بینالملی آسترالیا، که مسوولیت کمکهای بشردوستانه به افغانستان را نیز بر عهده دارد میگوید که نگرانی اصلی آسترالیا، نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر و حقوق زنان و دختران است.
«آنچه بیشتر از همه مرا نگران میکند، نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر علیه زنان و دختران و تلاش برای حذف آنان از زندگی عمومی است. آسترالیا همچنان این موارد را محکوم میکند و با شرکای خود برای پاسخگو ساختن طالبان همکاری خواهد کرد.»

نیلوفر ابراهیمی، عضو اسبق پارلمان افغانستان، که فعلاً در کانبرا زندگی میکند در گفتگو با اسبیاس میگوید که سقوط نظام باید در ابعاد داخلی و خارجی بررسی گردد.
او میگوید فساد گسترده، انحصار قدرت، تمرکز شدید نظام، ضعف رهبری، تضعیف نهادهای ملی و فاصله گرفتن حکومت از مردم، جمهوریت را از درون تضعیف کرده بود.
به باور خانم ابراهیمی، در کنار این عوامل، توافق دوحه میان ایالات متحده امریکا و طالبان و خروج شتابزده نیروهای بینالمللی نیز نقش مهمی در فروپاشی نظام داشت.
من موافق نیستم که بگوئیم افغانستان سقوط کرد؛ زیرا این کار توهین مستقیم به خون هزاران جوان نیروهای امنیتی و دفاعی و مردم ملکی ماست. میتوانیم بگوئیم افغانستان در یک تبانی و تعامل سیاسی به طالبان واگذار شد.نیلوفر ابراهیمی، عضو اسبق پارلمان افغانستان
خانم ابراهیمی میگوید افغانستان در نزدیک به پنج دهه گذشته چندین تغییر عمده سیاسی را تجربه کرده است.
به باور او، مشکل افغانستان تنها تغییر حکومتها نیست؛ بلکه ناتوانی نیروهای سیاسی در رسیدن به یک توافق روشن درباره آینده کشور است.
او هشدار میدهد که مخالفان طالبان هنوز نتوانستهاند بر سر یک راه مشترک برای عبور از بحران و تعریف نظام آینده افغانستان به توافق برسند.
«از بعد تاریخی اگر بررسی کنیم، چیزی که برای مردم ما، مردم افغانستان، بسیار مهم است، افغانستان در نزدیک به پنج دهه، دستکم شش تغییر عمدهٔ نظام سیاسی را تجربه کرده است؛ از سقوط سلطنت و جمهوری داوود خان گرفته تا حکومتهای کمونیستی، مجاهدین، دوره اول طالبان، جمهوریت و بازگشت دوباره طالبان. جنگهای داخلی، مداخلات خارجی، جنگهای نیابتی و استفاده ابزاری از افراطگرایی نیز این چرخه را عمیقتر ساخته است. اما آنچه اهمیت دارد این است که ما از این پنج دهه، حداقل درس کافی نگرفته و نیاموختهایم.»

اما بهای این تحولات را مردم افغانستان میپردازند.
در پنج سال گذشته، زنان و دختران از مهمترین قربانیان محدودیتهای طالبان بودهاند؛ محدودیتهای که تنها آموزش و اشتغال آنان را هدف نگرفته، بلکه حضور زنان در عرصه عمومی را نیز شدیداً محدود کرده است.
سازمانهای بینالمللی نیز در سال پنجم حاکمیت طالبان همچنان از وضعیت حقوق بشر در افغانستان ابراز نگرانی میکنند.
گزارشهای تازه سازمان ملل نشان میدهد که محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران همچنان گسترده است و افغانستان در زمینه حقوق زنان در وضعیتی استثنایی قرار دارد.
گزارش تازه یونسکو (اگست ۲۰۲۶) نشان میدهد که با گذشت پنج سال از ممنوعیتهای آموزشی، افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که آموزش متوسطه و عالی را برای دختران و زنان بطور رسمی ممنوع کرده است.
بر اساس این گزارش، محدودیتها تمام پیشرفتهای دو دهه گذشته را معکوس کرده و حدود ۲.۴ میلیون دختر را از تحصیلات متوسطه محروم ساخته است.
با درنظر داشت این گزارش، ذکی حیدری فعال سازمان عفو بینالمل در آسترالیا، افغانستان را کشور خطرناک؛ بخصوص برای زنان و دختران توصف میکند.
«قوانینیکه طالبان در پنج سال گذشته معرفی کرده است، تنها بر دختران و زنان تأثیر منفی ندارد؛ بلکه بر تمام جامعه تأثیر گذاشته است. تأثیرات تحصیل، اشتراک در جامعه تأثیرات تنها محدود به خانواده نمیباشد؛ بلکه به تمام جامعه میباشد. طالبان با معرفی قوانین جدید تلاش میکند که بالای زنان محدودیت های بیشتری وضع گردد. نه تنها زنان قربانی این قوانین است بلکه اقشار مختلف جامعه در ضرر قرار دارند.»
در میان این ارقام و تحلیلها، زندگی دخترانیکه از آموزش محروم شدهاند، تصویری انسانیتر از پیامدهای این محدودیتها ارائه میکند.
گلمکی (نام مستعار) یکی از میلیونها دختری است که از ادامه آموزش بازمانده است.
او در گفتگو با اسبیاس میگوید وقتی طالبان به قدرت رسیدند، صنف ششم را خواند؛ اما پس از آن مجبور شد در خانه بنشیند و بنابر جو حاکم نتوانست به آموزش ادامه بدهد.
«پنج سال بالایم گذشت. اما این جای افسوس است که پنج سال گذشت؛ اما برای خود هیچ چیزی انجام داده نتوانستم. درس نخواندم، نه تنها اینکه پنج سال بالایم گذشت، بلکه ما ناامیدتر و بیشتر خفه شدیم که در این پنج نتوانستیم حداقل برای خود کار کنیم، تحصیل کنم او این برایم بسیار زیاد احساس ناامیدی را میدهد.»

او از جامعه جهانی میخواهد اگر نمیتواند در سیاست و حکومتداری افغانستان مداخله کند، حداقل زمینههای آموزشی را برای دختران و زنان فراهم کند تا نسل جدید بتواند آموزش ببیند و برای آینده خود تصمیم بگیرد.
اما طالبان این وضعیت را چگونه تعریف میکنند و ساختار حاکم در افغانستان تا چه اندازه یک دولتی به معنای متعارف آن است؟
غوث جانباز دیپلومات پیشین و کارشناس امور سیاسی معتقد است آنچه طالبان در افغانستان ایجاد کردهاند، یک نظام سیاسی متعارف نیست.
او میگوید:
«این یک نظام نیست. چیزی را که طالبان پیش میبرند، یک طریقت است؛ یک طریقت دینی ـ مذهبی و در کنار آن استخباراتی ـ امنیتی.»
به باور آقای جانباز، طالبان برای دولتداری ساخته نشدهاند و تلاش میکنند جامعه را بر اساس برداشت سختگیرانه خود از دین اداره کنند؛ برداشتی که در آن آموزش دختران، حضور زنان در محیط کار و مشارکت عامه آنان با محدودیتهای شدید مواجه شده است.

او میگوید دولتداری تنها به معنای تأمین امنیت نیست؛ بلکه مردم به خدمات، اشتغال، نان، صحت عامه، آموزش و مشارکت زنان و مردان در اداره کشور نیاز دارند.
با این حال بعضی از کارشناسان بهبود امنیت را یکی از دستآوردهای مهم اداره طالبان در افغانستان میداند.
عبدالصادق حمیدزوی یکی از این کارشناسان است که در کابل زندگی میکند. او در گفتگو با اسبیاس میگوید که طالبان توانستهاند با برقراری امنیت سراسری، سرکوب فساد اداری، جمعآوری عواید، حفظ ثبات نسبی پول ملی و کاهش چشمگیر کشت کوکنار ساختار کنترول و امنیت یکدست را بر کشور اعمال کند.
این یک نظام نیست. چیزی را که طالبان پیش میبرند، یک طریقت است؛ یک طریقت دینی ـ مذهبی و در کنار آن استخباراتی ـ امنیتی.غوث جانباز، دیپلومات اسبق و کارشناس امور سیاسی
«افغانستان در پنج سال، به معنای کامل از نظر عایدات داخلی پیشرفت کرد. از نظر عایدات داخلی، مسایل امنیتی، مسایل بازسازی و حتی برنامههای و پروژههای اقتصادی را احیاء کرده و براه انداخت، که این خود یک دستآورد بزرگ است. امنیت افغانستان امروزی یک نمونهای مثال در منطقه است. امروز امور بازسازی یک نمونهای مثال است. شما میدید که در اینجا پیشنهاد دوکتورین اقتصادی صورت میگرفت؛ اما افغانستان خود از داخلی دوکتورین داخلی و تخصص داخلی خود کانان قوش تیپه را بازسازی کرد. اینجا برای بازسازی کار شد. در تعاملات سیاسی با وجود اینکه قیودات، تهدیدات و تحریمات است، اما با وجود آن با پنجاه کشور بطور مستقیم و غیر مستقیم روابط خود را احیاء کرد.»
در بُعد خارجی، منتقدان طالبان میگویند جامعه جهانی نیز در پنج سال گذشته نتوانسته است که وضعیت مردم افغانستان را در سطح جهان به درستی منعکس کند
ذکی حیدری فعال سازمان عفو بینالملل در آسترالیا معتقد است پس از خروج نیروهای خارجی، تلاشهای برای عادی جلوه دادن وضعیت موجود در افغانستان صورت گرفته و واقعیت زندگی مردم، بخصوص نقض حقوق آنان، به اندازه کافی در مرکز توجه جهان قرار نگرفته است.
«وقتی طالبان به قدرت رسیدند بسیاری از رسانهها حتی رسانههای خارجی به همن باور بودند که طالبان فعلی با طالبان دوره اول شاید متفاوتتر باشند. ما پنج سال پیش هم به همین نظر بودیم که همین ایدیالوژی یا رژیم طالبان، همان طالبانی اند که بیست سال پیش در افغانستان حکومت کردند. ولی متأسفانه پنج سال میگذرد ما هیچ تغییرات از نگاه حقوق بشری یا از نگاه زندگی به افغانستان نمی بینیم. تنها چیزی را که می بینیم از طرف طالبان، وضع قوانین جدید است تا بتواند بر خانم ها محدودیت وضع کرده و ایدیالوژی خود را بر مردم تحمیل کند. طالبان کدام برخورد یا قانون متفاوتی تری نسبت به بیست سال پیش را نداشته است.»
او میگوید جامعه جهانی در حمایت از مردم افغانستان ناکام بوده و از کشورهای جهان میخواهد مردم افغانستان را در شرایط کنونی تنها نگذارند.
به گفته آقای حیدری، کشورهای مانند آسترالیا میتوانند کمکهای خود را بگونهای مؤثرتر به مردم افغانستان برسانند تا این کمکها در خدمت نیازمندان قرار گرفته و به عادیسازی سرکوب کمک نکند.
در میان گروههای که بیشترین تغییر را در زندگی روزمره خود تجربه کردهاند، زنان افغانستان در جایگاه ویژهای قرار دارند.
رویا دادرس، سخنگوی اسبق وزارت امور زنان در دوره جمهوریت، که فعلاً در کوینزلند زندگی میکند، سقوط کابل را نه تنها یک تغییر سیاسی، بلکه آغاز دورهای از ترس و محدودیت برای زنان میداند.
او خود روز سقوط کابل در کابل حضور داشت؛ روزی که به گفته خودش، شهر درگیر وحشت، فرار و بینظمی شده بود.
خانم دادرس روایت میکند که چگونه پس از شنیدن خبر ورود طالبان به کابل، مجبور شد برای رسیدن به خانه، ساعتها در میان شهری که در حال فروپاشی بود، راه خود را پیدا کند.
اما از نگاه او، دشوارترین بخش ماجرا پس از سقوط آغاز شد.
«امروز همان اشخاصی که اصلاً طرفدار رشد زن و حضور زن در هیچ بخش دولتی نبودند، سر حکومت و قدرت هستند.»
او میگوید مکاتب و پوهنتونها بسته شده و زنان از بسیاری از عرصههای زندگی اجتماعی حذف شدهاند.
دادرس میافزاید که طالبان با محروم کردن نسل جدید از آموزش، آینده افغانستان را نیز هدف قرار دادهاند.
او هشدار میدهد که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بازسازی دستآوردهای گذشته برای نسلهای آینده بسیار دشوار خواهد بود.
در داخل افغانستان، اما بحران همچنان ادامه دارد. او میگوید، در کنار سرکوب حقوق زنان، محدودیت بر رسانهها، نگرانی درباره اقلیتهای قومی و مذهبی، فقر، بیکاری و مهاجرت، چالشهای دیگری هستند که آینده افغانستان را با ابهام روبرو کردهاند.
امروز همان اشخاصی که اصلاً طرفدار رشد زن و حضور زن در هیچ بخش دولتی نبودند، سر حکومت و قدرت هستند.رویا دادرس، سخنگوی اسبق وزارت امور زنان افغانستان
با این حال، آسترالیا میگوید سیاست این کشور تنها بر محکوم کردن طالبان محدود نمیشود؛ بلکه کمکهای بشردوستانه نیز ادامه دارد.
آن علی، وزیر توسیعه بینالمللی، میگوید از سپتمبر ۲۰۲۱ تاکنون، آسترالیا بیش از ۳۱۰ میلیون دالر کمک بشردوستانه به مردم افغانستان اختصاص داده است؛ کمکهای که تمرکز خاصی بر آسیبپذیرترین افراد، از جمله زنان و دختران دارد.
او تأکید میکند که این کمکها مستقیماً از طریق طالبان ارائه نمیشود و بخش عمده آن از طریق شرکای بشردوستانه و سازمان ملل به افغانستان میرسد.
آن علی همچنین میگوید آسترالیا در کنار کمکهای بشردوستانه، از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای پاسخگو قرار دادن طالبان استفاده میکند و شماری از افغانها نیز در سالهای گذشته از مسیرهای مهاجرتی و بشردوستانه به آسترالیا منتقل شدهاند.
«در رابطه با پیام به مردم افغانستان، میخواهم به آنها اطمینان دهم که آسترالیا سرکوب سیستماتیک مردم افغانستان توسط طالبان را شدیداً و با قاطعیت تمام محکوم میکند. ما این تعهد را در اقداماتی که انجام دادهایم بهروشنی نشان دادهایم؛ نه تنها در قالب کمکهای بشردوستانهای که به مردم افغانستان ارائه میکنیم، بلکه با ایجاد یک چارچوب تحریمهای مستقل که برای اولین بار در جهان در رابطه با افغانستان وضع شده است، تحریمهای که علیه سه تن از بهاصطلاح "وزرا" و بهاصطلاح "قاضیالقضات" طالبان اعمال شده است. ما بر اساس "کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان"، اقامهٔ دعوا علیه افغانستان را آغاز کردهایم و همچنان در حال بررسی راههای هستیم تا طالبان را طبق قوانین بینالمللی در قبال رفتارشان با زنان و دختران پاسخگو سازیم. بنابراین، فکر میکنم در تمامی سطوح؛ چه در تلاشهای دیپلماتیک ما، و چه بدون شک در بخش ویزههای که ارائه کردهایم و شمار افغانهای که در آسترالیا اسکان مجدد یافتهاند، این تعهد مشهود است. و اگر اجازه دهید اضافه کنم، جامعهٔ افغانها خدمات و سهم فوقالعادهای در جامعهٔ آسترالیا داشتهاند.»
اما برای بسیاری از افغانها، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: افغانستان پس از پنج سال حاکمیت طالبان به کجا میرود؟
پنج سال پس از سقوط جمهوریت، افغانستان همچنان میان یک بحران عمیق حقوق بشری، مشکلات اقتصادی، مهاجرت و آیندهای نامعلوم گرفتار است.
از یک سو، طالبان همچنان بر افغانستان حاکماند و محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران ادامه دارد. از سوی دیگر، مخالفان سیاسی هنوز نتوانستهاند بر سر یک بدیل روشن و مشترک برای آینده کشور به توافق برسند.
غوث جانباز هشدار میدهد که اگر وضعیت کنونی ادامه پیدا کند، شرایط افغانستان میتواند وخیمتر شود؛ زیرا به باور او، اداره یک کشور تنها با کنترول و اعمال محدودیت امکانپذیر نیست.
اما او در عین حال بر ضرورت ایجاد یک بدیل تأکید میکند؛ بدیلی که بتواند افغانستان را از تکرار جنگ و بینظمی گذشته دور نگه دارد.
نیلوفر ابراهیمی نیز بر همین ضرورت تأکید دارد و میگوید افغانستان به یک قرارداد اجتماعی ـ سیاسی پاسخگو برای مردم نیاز دارد.
پنج سال پس از آن روز تاریخی، هنوز پاسخ روشنی برای آینده افغانستان وجود ندارد؛ اما آنچه به نظر میرسد واضح است، این است که هزینه این بحران را مردم میپردازند؛ زنانی که از آموزش و کار محروم شدهاند، جوانانی که آینده خود را در مهاجرت جستجو میکنند و خانوادههای که با فقر و بیثباتی دستوپنجه نرم میکنند.
و شاید پرسش بزرگتر این باشد: اگر روزی طالبان از صحنه سیاسی افغانستان کنار بروند، آیا نیروهای سیاسی و اجتماعی افغانستان این بار برای ساختن یک نظام فراگیر، قانونمند و پاسخگو آماده خواهند بود؟
اسبیاس در مورد پنج سال حکومت طالبان خواستار نظر آنان نیز شد؛ اما با تلاشهای فراوان تاکنون موفق به دریافت نظر شان نشده است.
ذبیحالله مجاهد سخنگوی حکومت طالبان سال گذشته در صحبتی با اسبیاس، تأمین امنیت را از دستآوردهای مهم پس از حاکمیت این گروه خوانده و گفته بود که گامهای در راه تقویت اقتصادی کشور برداشته شده است.
«اختتام جنگ و تأمین امنیت در کشور: ما توانستیم در سال اول، تمام بخشهای کشور را امن ساخته و نیروهای امنیتی را ایجاد کنیم، تا به امنیت رسیدگی کنند. این نیروها طی چهار سال گذشته توانستهاند که با گذشت هر روز امنیت را بهتر تأمین کند.»
«تأمین امنیت یک مسأله بسیار مهم برای ماست که در این بخش موفق بودهایم.»
با این حال، به باور کارشناسان، درگیریهای مسلحانه اخیر در ولایت بدخشان میتواند، نقطه آغازی برای ناامنیهای باشد که احتمال دارد به سایر ولایات، بخصوص ولایتهای شمالی افغانستان، نیز سرایت کند.
این گزارش از سوی اسبیاس دری در همکاری با اسبیاس پشتو تهیه شده است.
اسبیاس دری را ساعت چهار بعد از ظهر روزهای سهشنبه و شنبه از رادیو اسبیاس ٢ بشنوید. فرکانس رادیو اسبیاس ٢ را در محل خود از صفحه راهنمای ما به دست آورید.
برای شنیدن اسبیاس به روی رادیوی دیجیتال، «اسبیاس دری» را جستوجو کنید.
برای خواندن و شنیدن گزارشها و مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.





