آیدا منوچهرپور، یک سوپرانوی آموزشدیده در اپرا در گفتوگویی با اسبیاس فارسی از آلبوم همگرایی میگوید.
آیدا منوچهرپور، یک سوپرانوی آموزشدیده در اپرا با بیش از ۱۵ سال تجربه اجرا در ایتالیا و استرالیا، به زودی قرار است بخشی از اجرای «همگرایی» در سیدنی باشد.
در این اجرای پیوسته ۶۰ دقیقهای که توسط حامد صادقی، نوازنده تار و آهنگساز ایرانیاسترالیایی برگزار میشود او سعی میکند با پیوند دادن سنتهای موسیقایی مختلف و در عین حال حفظ هویتی صوتی روشن، اپرای کلاسیک و موسیقی کلاسیک ایرانی را پیوند دهند.
«همگرایی» همچنین عنوان آلبوم جدید صادقی هم هست که او میگوید «زیباییِ کنار هم نشستنِ شکلها و صداهای متفاوت است».
منوچهرپور در گفتوگویی با اسبیاس فارسی از سفر خود به دنیای موسیقی، تمایلش به استفاده از شعر فارسی و «همگرایی» میگوید.
آیدا منوچهربور یک سوپرانوی آموزشدیده در اپرا با بیش از ۱۵ سال تجربه در ایتالیا و استرالیا به زودی قرار است بخشی از اجرا و آلبوم «همگرایی» در سیدنی باشد. این یک اجرای ۶۰ دقیقهای پیوسته خواهد بود که توسط حامد صادقی، نوازنده تار و آهنگساز ایرانی-استرالیایی برگزار میشود. او در اجرا سعی میکند با پیوند دادن سنتهای موسیقیایی مختلف و در عین حال حفظ هویت صوتی روشن، اپرای کلاسیک و موسیقی کلاسیک ایرانی را پیوند دهد. «همگرایی» همچنین عنوان آلبوم جدید صادقی هم هست که او میگوید زیبایی کنار هم نشستن شکلها و صداهای متفاوت است. آیدا منوچهربور در گفتگویی با اس یس اس فارسی از سفر خود در دنیای موسیقی، تمایلش به استفاده از شعر فارسی و «همگرایی» میگوید.
خانم منوچهربور خیلی ممنونم که امروز وقتتان را در اختیار اس بی اس فارسی قرار دادید. یک توضیح کلی از سفر هنری خودتان میدهید؟ از اینکه به طور کلی چه کاری میکنید.
سلام، خیلی ممنون از شما برای وقتتان. خوشحالم که امروز با شما هستم. من آیدا منوچهربور، خواننده ایرانی هستم. در ایران به دنیا آمدم و بزرگ شدم. در سن ۲۳ سالگی از ایران به ایتالیا رفتم برای درس خواندن در کنسرواتوار، آواز کلاسیک و اپرا خواندم. برای سالهای طولانی آنجا درس میخواندم و کار میکردم. در واقع تمرکز اصلیم برای تربیت صدام در دنیای موسیقی کلاسیک بوده.
بعد از حدود ۱۰ سال به استرالیا آمدم. در سالهایی که در استرالیا زندگی کردم، درس میدادم.
یک مدرسه کوچک موسیقی درست کردم. به بچهها و بزرگها درس آواز و پیانو میدهم.
در این سالها برای تولید محتوای هنری و کاری که دغدغه فکری من بوده، خیلی در طول زمان کشش بیشتری پیدا کردم به اینکه با شعر فارسی
کار کنم. همیشه دغدغهام بوده، ولی در سالهای اخیر خیلی بیشتر به این مسئله گرایش پیدا کردم و سعی کردم که راه خود را بین ژانرهای مختلف بتوانم پیدا کنم برای اینکه با صدایم روی شعر فارسی کار کنم و الان هم دغدغه اصلیم همین است و کار مشترکی که با حامد عزیز انجام دادم، تمرکزش روی همین پروژه است.
درباره همین موضوع که شعر فارسی را انتخاب کردید و الان ترجیح شما این است که آن مسیر را بروید، یک توضیح میدهید؟ چه شد که تصمیم گرفتید که وارد این مسیر شوید در هنر و موسیقیتان؟
در واقع اولین برخوردی که شما با شعر دارید به عنوان خواننده، مخصوصاً خواننده کلاسیک، این است که شما وقتی که با قطعاتی برخورد میکنید که از آهنگسازهای مختلف در جاهای مختلف دنیا اتفاق افتاده، خیلی انتخاب بازی برای اینکه به چه زبانی بخوانید ندارید. وقتی که دارید با ژانر کلاسیک برخورد میکنید، خیلی اتفاق میافتد که به ایتالیایی، فرانسه، آلمانی و روسی میخوانید و خیلی لزوماً تمرکز اصلی روی محتوای شعری جریان نیست.اما ارتباط آدم با فرهنگش طبیعتاً در مرحله اول با زبان اتفاق میافتد و ارتباط من با فرهنگ ایرانی و ریشههایم همیشه از طریق شعر بوده. فکر میکنم برای همه ایرانیها [اینطور است]، ولی کسی که کار موسیقی میکند طبیعتا خیلی نزدیکی با شعر و ادبیات فارسی دارد. من از بچگی کشش زیادی به سمت ادبیات فارسی داشتم و یک جایی توی زندگی این اتفاق میافتد که تو با این مسئله مواجه میشوی که من چه چیزی دوست دارم بگویم، نه اینکه فقط چه چیزی بخوانم یا با چه موسیقی مواجه شوم. دوست دارم چه چیزی را بیان بکنم. در شعر فارسی، چه شعر کلاسیک فارسی و چه شعر نوی فارسی، تمام تاریخ ما، تمام
پیشینه اجتماعی و سیاسیمان، تاریخ و همه چیزمان آنجا هست.
و من فکر میکنم در این پنجره کوتاهی که در عمر هر آدمی و هر هنرمندی وجود دارد، آدم باید دوست داشته باشد که بیشتر انتخابی باشد اینکه تو میخواهی چه چیزی بگویی و
خودت را چطوری بیان کنی و محتوای ذهنت را با چه زبانی بیرون بیاوری و با مخاطبت ارتباط برقرار کنی. این کشش اصلی من به سمت شعر فارسی است.
درباره همین کار آخرتان با حامد صادقی به اسم «همگرایی» که قرار است در استرالیا هم برگزار بشود، درباره این آلبوم «همگرایی» یک توضیحی میدهید، هم از جنبه شعر فارسی هم اینکه چه چیزی به نظر شما این آلبوم را متفاوت میکند؟
همکاری من با حامد
حدود یک سال پیش شروع شده. در مورد این آلبوم مشخصاً، گپ و گفتی صورت گرفته در مورد همین تمرکز بر شعر فارسی و شروع کردیم با همدیگر به کار کردن. برای من به عنوان یک مجموعه این کار خیلی باارزش است به خاطر اینکه نوع آهنگسازی حامد و توانایی موسیقی که در او سراغ دارم، این اجازه را داده به من به عنوان یک خواننده کلاسیک که ارتباطم را با سبک آواز خواندن و چیزی که در طول سالها یادش گرفتم قطع نکنم و در عین حال این موقعیت برایم فراهم بشود که بتوانم فارسی را با صدای خودم بخوانم. این خیلی ارزشمند است برای من و انتخاب شعرها واقعاً انتخاب لذت بخشی بوده. در مورد جنبه موسیقیایی و سازی کار و جوری که تنظیم شده هم بسیار انتخاب هوشمندانه و باسلیقهای صورت گرفته به نظر من از سمت حامد. برای اینکه این یک ترکیبی از اون المانهای موسیقی ایرانی است که خود حامد با آهنگسازیش همیشه آنها را زنده نگه داشته و سازبندی که میتواند کاملاً ساز کلاسیک ترجمه بشود و استفاده از آواز کلاسیک توی کار، خیلی کار را جذاب کرده. به این دلیل که شما در واقع توی یک پلی بین این دو تا دنیا مدام در حال رفت و آمد هستید و یک دنیایی را که از همزیستی این دو تا دنیا، موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی و شعر فارسی، تجربه میکنید و روی آن پل در حال رفت و آمد خواهید بود با گوش دادن به این موسیقی.
خیلی سعی شده که بعضی موقعها این پل ایجاد بشود، حتی بین موسیقی کلاسیک و موسیقی فارسی. به نظر شما این فرقش چیست و چه چیزی این کار را میتواند متفاوت کند؟
تجربه من به طور شخصی به عنوان یک موزیسین که یک بخشی از این پروژه است، این است که توی این پروژه کسی که دارد کار میکند، چه منی که از فرهنگ ایرانی میآیم، آنجا به دنیا آمدم و بزرگ شدم، چه کسی که نوازندههایی که در این پروژه کار میکنند که ایرانی نیستند، هیچ وقت ایران نبودند. این همزیستی، همزیستی بسیار متالمالتم آمیزی است و حداقل تجربه من در مراحل مختلف کار
این بوده که کسی به واسطه ذات و نوعی که این موسیقی نوشته و ساخته شدهکسی لزومی برای اینکه تلاش کند خودش را به ظرف دیگری تبدیل کند و در ظرف دیگری جا شود، احساس نکرده است. یعنی آهنگسازی این پروژه به شکلی که تعریف شده است، اجازه داده که هر کدام از این موزیسینها در دنیای خودشان راحت باشند. در عین حال اینکه جزوی از این همگرایی هستند و
موسیقی آن دنیای متفاوت را تجربه میکنند، هویت خودشان را به هیچ وجه تغییر نمیدهند و کاملاً در دنیای خود حرکت میکنند. مثلاً موزیسین کلاسیک در دنیای خودش حرکت میکند، من موسیقی ایرانی و فارسی میخوانم و در دنیای خودم حرکت میکنم و به طور همزمان این
چند دنیا با همدیگر موازی پیش میروند و در این پروژه زندگی میکنند. این برای من جالب است.
خیلی ممنون. کمی از شعرهای فارسی که انتخاب کردید در این آلبوم اجرا شود، توضیح میدهید؟ چه شعرهایی هستند؟
قطعههایی که در این آلبوم آوازی هستند، چهار قطعه هستند. یکی از قطعهها فقط با آوا اتفاق میافتد، شعری ندارد و یک آوا
تکرارشونده است.
در مورد
سه شعر دیگر، دو تا از دیوان شمس است و یکی «میان باغ گل سرخای هو دارد، که بو کنید دهان مرا چه بو دارد». این مدای تنظیم شده روی یک قطعهای است که با کل این گروه اجرا میشود.
شعر بعدی که از مولانا است، «صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم» است.
و در آخر شعری از شاملو است، شعر ماهی شاملو که آن هم با یک تنظیم فوقالعاده با همین ترکیب سازهای زهی کلاسیک، سازهای کوبهای، تار و صدای من اجرا شد.
خیلی ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. موضوع دیگری هست که بخواهید به آن اشاره کنید؟
نه، خیلی خوشحالم از اینکه این فرصت را داشتم با شما صحبت کنم و امیدوارم که این شب اجرای
همگرایی را در کنار دوستان ایرانی و غیرایرانی خود به بهترین شکل تجربه کنیم و بسیار خوشحالم که در این پروژه توانستیم این پل ارتباطی بین این دنیای مختلف موسیقی را برقرار کنیم.






